سیستمهای نوین آبیاری بارانی و موضعی در کشاورزی

در اینجا با انواع سیستمهای آبیاری در کشاورزی آشنا می شوید که شامل انتخاب سیستم، طراحی، اجرا، بهره برداری، نگهداری و... است

سیستمهای نوین آبیاری بارانی و موضعی در کشاورزی

در اینجا با انواع سیستمهای آبیاری در کشاورزی آشنا می شوید که شامل انتخاب سیستم، طراحی، اجرا، بهره برداری، نگهداری و... است

سیستمهای نوین آبیاری بارانی و موضعی در کشاورزی

♥ *** راه در جهان یکیست و آن راه راستی است ***♥
شما دوستان عزیز آزادانه و حتی بدون ذکر منبع می توانید از همه مطالب این وبلاگ استفاده کنید.

پوستر صرفه جویی

 

دانلود  پوستر قابل چاپ در سایز بزرگ

دریافت
عنوان: پوستر بحران آب ایران خشکسالی
حجم: 426 کیلوبایت
توضیحات: پوستر بحران آب ایران و خشکسالی بی آبی

 

 

بهترین نوع سیستم آبیاری بارانی سنتر پیوت است

این جمله را فراموش نکنید

بعدا در قسمت توضیحات مفصل دستگاهها که نوشته خواهد شد دلایل آن را بخوانید

(مطالب جدید وبلاگ در زیر این پست اضافه می شوند و کم کم اضافه خواهند شد)

کتاب آسیب شناسی پروژه های آبیاری تحت فشار
ترجمه و تدوین: مهدی عرفانی (کارشناسی ارشد سازه های آبی) زمستان ۱۳۹۰

( مطلب زیر برگرفته از سایت abyar.org است)

نظر به اینکه در گزارشات طراحی سیستم های آبیاری تحت فشار و به تبع آن پروژه های اجرایی مربوطه توجه شایانی به موضوعات زیر نشده و این امر باعث بروز مسائل و خسارتی به سیستم آبیاری تحت فشار می گردد، در این کتاب تحت عنوان آسیب شناسی پروژه های آبیاری تحت فشار، با نگاه دقیق تری به آنها، راه حل های مناسب نیز ارائه شده است.

این موضوعات عبارتند از:
1- مسائل ناشی از هوا و خلا در شبکه لوله ها
2- مسائل ناشی از امواج فشاری در شبکه لوله ها
3- مسائل ناشی از آلاینده های فیزیکی و بیولوژیک آب
4- مسائل ناشی از آلاینده های شیمیایی آب

فهرست مطالب:
فصل اول - بررسی منشا و مشکلات هوا و خلا در شبکه های لوله گذاری و سیستم های آبیاری و ارائه راه کارهای مناسب
- علت ورود هوا، تاثیر هوا در سیستم و شبکه، کنترل هوای سیستم آبیاری بوسیله شیرهای خودکار هوا، اجزا و مکانیزم عملکرد شیرهای خودکار هوا، انتخاب موقعیت شیرهای هوای لازم در سیستم آبرسانی،
فصل دوم - بررسی و کنترل امواج فشاری در شبکه های لوله گذاری و سیستم های پمپاژ
   - بررسی علل ایجاد امواج فشاری، معادله موج فشاری، ایستگاه پمپاژ، پمپ های قائم و شیرهای هوای سرویس چاه، شیرهای کنترل، تجهیزات تخلیه موج فشار، لوله های قائم و مخازن ضربه گیر، شیرهای خلا شکن و ...
فصل سوم - بررسی های لازم در مورد فیلتراسیون، تصفیه، بهره برداری و نگهداری تجهیزات مربوطه در سیستم های آبیاری میکرو
   - بررسی علل گرفتگی گسیلنده ها و روش های جلوگیری از آن
   - تجزیه و تحلیل گرفتگی فیزیکی، مشکلات گرفتگی فیزیکی ( فیلترهای توری، جداکننده های ماسه ای)،
   - مشکلات گرفتگی بیولوژیکی (فیلترهای شنی، فیلترهای دیسکی) ،
   - مشکلات گرفتگی شیمیایی (رسوبات کربنات کلسیم، رسوبات آهن)
   - شستشوی سیستم آبیاری
   - مکانیزم تزریق کود و یا مواد شیمیایی به داخل سیستم آبیاری میکرو
   - روش گندزدایی با ازن در سیستم های آبیاری
فصل چهارم - بررسی و شناخت اثرات زیان بار عوامل شیمیایی آب آبیاری بر مولفه های خاک، گیاه و تاسیسات سیستم های آبیاری و ارائه راه کارهای مناسب
   - ارزیابی و آنالیز کیفی آب آبیاری
   - پارامترهای شیمیایی آب آبیاری
   - بررسی اثرات و مشکلات ناشی از PH و ارائه راه کارهای مناسب
   - بررسی اثرات و مشکلات ناشی از عنصر آهن (Iron) و ارائه راه کارهای مناسب (هوادهی و ته نشینی، کلر زنی، پرمنگنات پتاسیم، فیلتراسیون)
   - سختی (Hardness) (اثر سختی بر خاک، اثر سختی آب بر لوله ها و تجهیزات آبیاری، تصفیه و کاهش سختی آب و ...)
   - خورندگی (Corrosion) ( روش های پیش گیری از خوردگی، روش های تصفیه آب، شاخص کربنات کلسیم اشباع)
   - شوری (Salinity) (شوری آب مصرف خانگی و دام، تاثیر شوری آب بر گیاهان، شوری و آبیاری، مقاومت گیاه زراعی به شوری، انتخاب روش آبیاری بر اساس شوری آب، تاثیر نوع خاک بر شوری، محدودیت های شوری آب برای گیاهان)
   - قلیائیت (Sodicity) ( رابطه بین شوری و قلیائیت در آب، خطر استفاده از آب شیرین پس از آب با SAR بالا، اثر بیکربنات ها و کربنات ها بر قلیائیت، اثر سدیم بر گیاهان، اثر کلراید، اثر برن، اثر سولفور، اثر نیتراتها، فسفرها و پتاسیم)
   - کیفیت آب آبیاری برای کشت گیاهان در محیط های بدون خاک

 

 

دانلود کتاب آسیب شناسی پروژه های آبیاری تحت فشار

آبیاری قطره ای زیرسطحی جز انواع آبیاری های زیرسطحی است که امروزه از اهمیت و گسترش روز افزونی برخوردار است. آبیاری قطره ای زیرسطحی نسبت به سایر سیستم های آبیاری آب را در حجم و فشار کم تری استفاده می کند. در این روش، آب توسط نیروی ماتریک خاک جابجا می شود که این خود موجب حذف روناب سطحی و اثرات نفوذ سطحی می گردد. آب توسط لوله های فرعی مدفون در سرتاسر نیم رخ خاک توزیع می شود. در این روش، حجم مرطوب شده ناحیه رشد ریشه حداکثر و تلفات نفوذ عمقی حداقل می باشد.
در ایران از قرنها قبل در مناطق کم آب استفاده از کوزه های سفالی که در پای درختان دفن می شده اند، مرسوم بوده است. تا به مرور زمان، آب داخل کوزه، از جداره سفالی، تراوش و به خاک نفوذ کند. اکنون این سیستم بشکلی تغییر یافته بصورت آبیاری زیرسطحی با لوله های تراوا و یا لوله های قطره چکان دارد مورد استفاده قرار می گیرد.

 

 

 لوله های تراوا سوراخ دار نیستند بلکه اسفنجی هستند و از لاستیک های بازیافتی تولید می شوند. در سیستم تراوا، جریان آب وجود ندارد بلکه یک فضای رطوبتی ملایم و نسبتا یکنواخت به شعاع تقریبی ۳۰ تا ۵۰ سانتیمتر(پیاز رطوبتی) در اطراف لوله ایجاد می شود. تکنولوژی تراوا به گونه ای است که با فشار خیلی کم ۲ تا ۸ متر فشار ، آب از دیواره لوله تراوا، تراوش می کند و پس از ایجاد یک فضای رطوبتی با اطراف خود به تعادل می رسد٬ یعنی به میزانی که ریشه آب را می مکد، لوله هم تراوش می کند و در سیستم هیچ گونه تبخیری نخواهیم داشت. در این سیستم طول لوله های لترال تراوا در هر قسمت نباید بیش از ۲۵ متر باشد تا یکنواختی پخش آب حفظ شود. این لوله ها براحتی قابل بریدن و اتصال هستند و همچنین بدون نیاز به اتصالات دیگر قابلیت خمیده شدن و حلقه شدن را دارند. این لوله ها بدلیل پخش آب بیشتر در مورد گیاهان متراکم تر استفاده می شوند.

لوله های قطره چکان دار نوع دیگری هستند که در این نوع لوله ها آب از طریق روزنه های روی لوله که به فواصل مختلفی قرار گرفته اند در محیط خاک پخش می شوند و این لوله ها به دلیل دارا بودن مقاومت و استحکام بالاتر نسبت به آسیب دیدگی و نفوذ ریشه گیاهان در آنها مقاوم ترند و همچنین بعلت دارا بودن سیستم تنظیم دبی خروجی اتوماتیک نسب به تغییرات فشار آب سیستم حساس نیستند. این نوع لوله ها نیز برای طیف وسیعی از گیاهان قابل استفاده هستند و با ظرفیت های پخش آب ( دبی های)  گوناگون  تولید می شوند. این نوع لوله ها قابلیت کاربرد تا طول های بیشتر از ۲۵ متر تا ۵۰ را نیز دارند.
اما نکته مهم این است که برای آبیاری زیر سطحی حتما باید از لوله های مخصوص آبیاری زیرسطحی استفاد کرد و نمی توان همان لوله های آبیاری قطره ای روسطحی را بکار برد. زیرا لوله های آبیاری زیرسطحی برای شرایط زیرخاک با ویژگی های کمی مقاوم تری نسبت به آسیب جوندگان و نفوذ ریشه ساخته شده است.

 


مزایای استفاده از آبیاری زیرسطحی
•    صرفه جویی آب به میزان حداکثر و نبود تبخیر از سطح خاک
•    افزایش کمی و کیفی گیاهان بعلع وجود رطوبت در دسترس همیشگی
•    صرفه جویی سم و کود بعلت انتقال آن از طریق همین سیستم
•    صرفه جویی انرژی، چون برای تراوش از لوله های تراوا نیاز به فشار چندانی نیست انرژی کمتری نیز لازم خواهیم داشت. مثلا چنانچه منبع استحصال آب، کمی مرتفع باشد حتی با اختلاف رقوم ارتفاعی ۳ متر  بدون نیاز به پمپ می توان آبیاری انجام داد.
•    عدم نیاز به تسطیح و تراس بندی در سطح خاک
•    از بین رفتن تدریجی علفهای هرز
•    قابل استفاده از مزارع و باغات تا باغچه منازل و گلدان‌ها و زمینهای ورزشی
•    عدم مزاحمت برای ماشین آلات و کارگران بعلت دفت بودن سیستم زیر زمین
•    مصونیت از سرما و گرما به لوله ها و یخ زدگی
•    مصونیت از آسیب و سرقت بعلت نداشتن آبپاش و تجهیزات رو زمینی
•    اکسیژن رسانی به ریشه و کاهش نیاز به شخم
•    قابلیت کنترل اتوماتیک
•    طول عمر بالای سیستم (بسته به نگهداری و سرویس بین 10 تا 25 سال)
•    عدم تاثیر وزش باد
•    تکنولوژی باز یافتی، چون ماده اصلی و اولیه لوله های تراوا پودر لاستیک های فرسوده اتومبیل می باشد، علاوه بر مزیت قیمت تمام شده، از امتیاز تکنولوژی باز یافتی هم برخوردار است.
•    قابل استفاده در هر نوع آب و خاک و هوا
•    کاهش هزینه کارگری
•    عدم سله بستن و فرسایش خاک
•    قابل کاربرد روی شیب و دیواره ها
•    قابل کاربرد در سیستم Roof Garden
 
محدودیت های استفاده از آبیاری زیرسطحی
•    امکان جویده شدن توسط حیوانات
•    امکان نفوذ ریشه به داخل لوله و آسیب به آن ( البته این مشکل با استفاده از لوله های مخصوص و برخی روش ها برطرف می شود)
•    لوله گذاری در زیر خاک، چون در عمق ۱۰ تا ۴۰ سانتیمتری عمق خاک نصب می گردد، طبعا هزینه شیار کنی را به همراه دارد ولی در عوض نیازی به قطره چکان، بابلر، میکرو جت و ... نیست.
•    زمینهای سنگی و کوهستانی، در زمینهایی که شیار کنی در آنها ناممکن یا خیلی مشکل است، مانند سنگی و کوهستانی، طبعا سیستم تراوا مناسب نبوده و سیستم قطره ای رو سطحی پیشنهاد می گردد.
•    مشکل جوانه زنی بذرها که هنوز در لایه سطحی خاک قرار دارند.


نتیجه گیری
سیستم‌آبیاری قطره زیر سطحی همانند آبیاری قطره ای رو سطحی نیاز به سیستم تصفیه و فیلتراسیون برای جلوگیری از گرفتگی روزنه ها نیز می باشد و اگر این سیستم با دقت طراحی شود و سپس در بخش بهر برداری و نگهداری اصول آن رعایت شود می توان انتظار داشت این سیستم حداقل ۱۰ سال عمر کند و حجم زیادی از آب صرفه جویی شود.
بهترین نوع سیستم آبیاری قطره زیرسطحی می تواند بهره گیری ترکیبی از لوله های تراوا و لوله‌های قطره‌چکان دار باشد تا بتوان با این ترکیب به بهترین یکنواختی پخش در قسمت های مختلف زمین رسید.

 

 

سلامت نیوز: کره زمین عملاً در حال خشک شدن است. هزاران دریاچه و رودخانه پیوسته ناپدید می‌شوند. دریاچه چاد در مرز بین چاد و نیجر اکنون تنها چهار درصد مساحت خود را حفظ کرده است. بزودی ممکن است این دریاچه فقط روی نقشه‌ها باقی بماند. دریاچه آرال، که یکی از بزرگ ترین پیکره‌های آبی داخل سرزمینی جهان بود، اکنون تنها جزء کوچکی از چیزی است که 40 سال پیش بود. در 14 ژوئن سال 2015 میلادی ناسا نتیجه مطالعه ای10 ساله را درباره 37 آبخوان بسیار بزرگ جهان منتشر کرد. بنابر این گزارش 21 آبخوان از مجموع این 37 آبخوان به علت پمپاژ بیش از حد آب پیوسته کوچک تر می‌شوند و از میان این گروه سرعت کوچک شدن 13 آبخوان فوق العاده زیاد است. این تحلیل ناسا تأیید می‌کند که منابع آبی زیرزمینی جهان که 35 درصد تمام آب آبیاری جهان را تأمین می‌کنند پیوسته کوچک تر می‌شوند، آن هم با سرعتی بسیار زیاد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه ایران، امروزه 18 کشور جهان که حدود نیمی از جمعیت جهان در آنها ساکن‌اند بیش از حد از آبخوان‌های خود بهره برداری می‌کنند. از میان آنها می‌توان سه کشور بزرگ تولید کننده غلات یعنی چین، هند و ایالات متحده را برشمرد که در مجموع نیمی از تولید غله جهان را بر عهده دارند و همراه با آنها چندین کشور پرجمعیت مانند ایران، پاکستان و مکزیک نیز در همین وضعیت قرار دارند. کمبود آب در دو دسته از کشور‌ها برای جهان حائز اهمیت بسیار است. اول کشور‌های بزرگ تولید کننده اصلی غلات جهان یعنی ایالات متحده، چین و هند، دوم کشور‌های منطقه خاور میانه.

از میان آبخوان‌هایی که بیشترین فشار را تحمل می‌کنند می‌توان به آبخوان عربی که 60 میلیون نفر به آن متکی اند، آبخوان حوضه رود سند که بین هند و پاکستان مشترک است و حدود 200 میلیون نفر از مردم را حمایت می‌کند و آبخوان مورزولا- جدو که بین لیبی و نیجر مشترک است اشاره کرد. تعجبی ندارد که آبخوان هایی که تحت بیشترین تنش قرار دارند آبخوان‌هایی هستند که معمولاً در مناطق خشک و نیمه خشک واقع شده‌اند. از نظر میزان بهره برداری از آب‌های زیرزمینی، سهم هندوستان با برداشت 210 میلیارد متر مکعب در سال از همه کشورهای جهان بیش تر است. این مقدار تقریباً معادل مجموع برداشت 105میلیارد متر مکعبی چین و برداشت 100 میلیارد متر مکعبی امریکا از آب‌های زیرزمینی است. به عبارت دیگر میزان آب آبیاری زیر زمینی مصرفی در هند برابر است با مجموع مصرف چین و ایالات متحده.


سقوط سفره‌های آب زیر زمینی از هم اکنون نیز آینده تولید غله در شمال چین را به خطر انداخته است. بررسی که در سال 2001 میلادی درباره آب زیرزمینی در چین منتشر شد نشان داد که سفره‌های آب زیر دشت شمال چین یعنی ناحیه‌ای که نیمی از گندم و یک سوم ذرت این کشور را تولید می‌کند با سرعت زیاد در حال کاهش بود. اکنون برداشت بیش از حد آب، آبخوان کم عمق منطقه را عمدتاً تهی کرده و کشاورزان را وادار کرده در جست‌و‌جوی آب به آبخوان عمیق منطقه که تجدید شدنی نیست پناه ببرند. سفره آب زیر دشت شمال چین که قبلاً در سی متری زمین بود اکنون در بعضی مناطق به 300 متری سقوط کرده است. چاه‌های کم عمق همگی خشک و رها شده‌اند و کشاورزان ناچار شده‌اند چاه‌های عمیق تری حفر کنند. چین که قریب 4/1 میلیارد نفر جمعیت دارد با کاهش شدید عرضه آب روبه‌روست. در سال 1960میلادی چین 50 هزار دریاچه و رودخانه داشت اما تا سال 2010 تنها 23 هزار از آنها باقی مانده بود.


هرچند کمبود آب چین بسیار جدی است، اما کمبود آب هند از آن هم هشدار دهنده تر است. در هندوستان که جمعیت آن سالانه 19 میلیون نفر رشد می‌کند آبیاری عمدتاً به آب زیرزمینی متکی است و چون در این کشور هیچ محدودیتی برای حفر چاه وجود ندارد کشاورزان تاکنون 27 میلیون چاه در آن حفر کرده‌اند و در مجموع مقادیر بسیار عظیمی از آب زیرزمینی را بیرون می‌کشند. موتور‌های آب که با یارانه‌های سنگین برق از آنها حمایت می‌شود پیوسته سفره‌های آب زیر زمینی را با سرعتی خطرناک پایین می‌برند. در تمام ایالت‌های هند سفره‌های آب زیرزمینی پیوسته سقوط می‌کنند. از میان مهم ترین آنها که بیش تر تحت تأثیر قرار گرفته‌اند می‌توان به پنجاب، هاریانا، راجستان و گجرات در شمال و استان تامیل نادو در جنوب اشاره کرد. در شمال گجرات سفره‌های زیر زمینی آب با سرعت عجیب 6 متر در سال سقوط می‌کنند. در تامیل نادو یعنی ایالتی که 72 میلیون نفر جمعیت دارد سفره‌های آب زیرزمینی در تمام ایالت در حال سقوط اند. دکتر پالانی سامی از دانشگاه کشاورزی تامیل نادو، در سال 2004 اعلام کرد که 95 درصد چاه‌های کشاورزان کوچک که نوعاً چاه هایی کم عمق هستند خشک شده‌اند و بر اثر آن کشاورزی آبی ایالت ظرف یک دهه گذشته حدود 50 درصد کاهش یافته است. بانک جهانی برآورد می‌کند که 190 میلیون هندی به وسیله غله‌ای تغذیه می‌شوند که در اثر بهره‌برداری بیش از حد از آب به دست می‌آید.


در ایالات متحده کشاورزان درمنطقه دشت‌های بزرگ و از جمله در چندین ایالت مهم تولید کننده مانند ایالت تگزاس، اوکلاهوما، کانزاس و نبراسکا بیش از حد از آب‌های زیرزمینی بهره برداری می‌کنند. در این ایالت‌ها آبیاری نه تنها سبب افزایش عملکرد گندم شده بلکه در برخی مناطق به کشاورزان اجازه داده به جای گندم، ذرت که عملکرد بسیار بالاتری دارد بکارند. مثلاً در کانزاس که از قدیم به عنوان بزرگ ترین تولید کننده گندم شناخته شده اکنون تولید ذرت بیش از گندم است. کشاورزی آبی در این ایالت‌ها توسعه پیدا کرده اما آبی که صرف آن می‌شود از آبخوان اوگالالا به دست می‌آید که پیکره آبی زیرزمینی عظیمی است که از نبراسکا به سمت جنوب تا تگزاس کشیده شده است. متأسفانه اوگالالا آبخوانی است فسیلی که آب سال‌های سال قبل در آنجا جمع شده است. میزان تغذیه آن بسیار اندک است و نسبت سرعت بهره برداری بسرعت تغذیه آن 24 به 1 است. آنگاه که این آبخوان تهی شود، چاه‌ها خشک خواهند شد و کشاورزان می‌باید بسته به شرایطی که دارند یا به کشاورزی دیمی بازگردند و یا کلاً کشاورزی را ترک کنند. در تکزاس میزان زمین‌های آبی تحت کشت غلات در سال 1975 به اوج خود رسید و از آن زمان تا کنون دو سوم کاهش یافته و بیشترین کاهش آن در سال‌های اخیر بوده است. در کانزاس مساحت زمین‌های کشاورزی در سال 1982 میلادی به اوج خود رسید و از آن زمان تا کنون 41 درصد کاهش یافته است.


خاورمیانه و بحران آب
منطقه دوم خاورمیانه است. در خاورمیانه نیز کمبود آب بشدت خود را می‌نمایاند. در این منطقه خشک و نیمه خشک تعدادی از کشورها از آبخوان‌های خود چنان بیش از حد بهره برداری کرده‌اند که آبخوان آنها پیوسته سقوط می‌کند و چاه‌های آنها در حال خشک شدن است. با کاهش عرضه آب آبیاری بالاخره در نقطه‌ای از زمان تولید غله نیز رو به کاهش خواهد نهاد و این امر برای آنها عواقب اجتماعی و سیاسی در بر خواهد داشت. از میان کشورهایی که میزان مصرف آب آنها به اوج خود رسیده و محصول غله آنها رو به کاهش نهاده می‌توان از عربستان سعودی، سوریه و یمن نام برد. در هر سه این کشورها کاهش دسترسی به آب منجر به کاهش تولید غلات شده است. تا کنون کشورهای کوچک تری به کاهش تولید غله دچار شده‌اند اما کشورهای بزرگ تری مانند پاکستان که به کمبود آب دچارند نیز خیلی از آنها عقب نیستند. در این منطقه در هیچ کشوری سقوط سفره‌های آب زیر زمینی و کاهش سطح کشاورزی آبی برجسته‌تر از عربستان سعودی نیست، یعنی کشوری که همان اندازه که از نظر نفت غنی است از نظر آب فقیر است. سعودی‌ها بعد از تحریم صادرات نفت در سال 1973 دریافتند که در مقابل تحریم متقابل غله آسیب پذیرند. لذا برای اینکه در تولید گندم خودکفا شوند یارانه بسیار سنگینی را به کشاورزی آبی اختصاص دادند که اساس آن بر تلمبه کردن آب از یک آبخوان زیر زمینی بود. بعد از اینکه عربستان برای مدتی بیش از 20 سال از نظر گندم خودکفا شد سعودی‌ها در سال 2008 اعلام کردندکه آبخوان آنها به طور کلی تهی شده و آنها کشت گندم را هر سال یک هشتم کاهش خواهند داد و در سال 2016 میلادی آن را کاملاً قطع خواهند کرد. اما مدت کوتاهی بعد از آن و به مجرد اینکه آنها ارزش واقعی آب باقی مانده را دریافتند قطع کشاورزی آبی را برای زمان زودتری برنامه ریزی کردند. در سال 2015 سعودی‌ها تمام غله مورد نیاز خود را وارد کردند. آنها پیش‌بینی می‌کنند که سالانه 15 میلیون تن گندم، برنج، ذرت و جو برای تغذیه جمعیت 30 میلیونی خود و گله‌های سریع الرشد دامی و مرغداری‌های بزرگ خود نیاز دارند. عربستان سعودی نخستین کشوری بود که به طور علنی برآورد کرد که تهی شدن آبخوان چگونه و چه زمانی محصول غله آن را کاهش خواهد داد.


سوریه که 22 میلیون نفر جمعیت دارد و رمق آن در اثر جنگ داخلی گرفته شده نیز پیوسته منابع آب زیر زمینی خود را بیش از حد مورد بهره برداری قرار می‌دهد. تولید غله آن در سال 2001 میلادی به اوج خود رسید و از آن زمان تا کنون 32 درصد کاهش یافته است. این کشور نیز شدیداً به غله بیرون از کشور وابسته شده است. در کشور همسایه سوریه یعنی عراق، تولید غله ظرف یک دهه گذشته به رغم تداوم رشد سریع جمعیت کشور در سطح ثابتی باقی مانده است. این کشور نیز اکنون برای تأمین دو سوم از غله مصرفی خود به بازار جهانی متکی است. علاوه بر تهی شدن آبخوان هم سوریه و هم عراق به طور مداوم از کاهش جریان آب رودخانه‌های دجله و فرات نیز رنج می‌برند زیرا کشور ترکیه که در بالادست این دو واقع شده مقداری از آب آن را برای خوداختصاص داده است. در یمن که کشوری است با 24 میلیون نفر جمعیت سفره‌های آب پیوسته قریب 8/1 متر در سال پایین تر می‌رود زیرا میزان مصرف آب بیش از میزان تغذیه آبخوان‌های آن است. این کشور که یکی از سریع الرشد ترین جمعیت‌های جهان را دارد و سفره‌های آب آن در سراسر کشور پیوسته سقوط می‌کند اکنون به یک مورد بحران آبی جهان تبدیل شده است. طی 40 سال گذشته تولید غله کشور قریب 50 درصد کاهش یافته و تا چند سال دیگر مزارع آبی در این کشور به چیزی کمیاب تبدیل خواهند شد و کشور ناچار خواهد بود عملاً تمام غله مورد نیاز خود را از خارج وارد کند. در خاورمیانه عربی، جهان شاهد تقابل بین جمعیتی سریعاً رشد یابنده و منابع آبی است که پیوسته کاهش می‌یابد. برای اولین بار در تاریخ در یک منطقه جغرافیایی، تولید غله در حال کاهش است بدون آنکه در چشم انداز هیچ چیز برای جلوگیری از آن وجود داشته باشد. از آنجا که این کشورها نتوانسته‌اند بین سیاست‌های جمعیتی و سیاست آب خود توازن برقرار کنند اکنون هر روز 9000 نفر جمعیت جدید در این منطقه جویای غذاست و هر روز آب کمتری برای تولید غذا برای این جمعیت وجود دارد.

بحران آب در ایران جدی است
در ایران، کشوری که 79 میلیون نفر جمعیت دارد، در نتیجه کاهش آب بین سال 2012-2007 میلادی و خشکیدگی چاه‌ها، تولید غله 10 درصد کاهش یافت. از آنجا که یک چهارم تولید غله این کشور از راه بهره برداری بیش از حد از آب‌های زیر زمینی به دست می‌آید در چشم انداز تولید آن کاهش بیش تر محصول غله دیده می‌شود. ایران که جمعیت آن سالانه یک میلیون نفر رشد می‌کند نیز با چشم انداز رشد وابستگی به جهان خارج برای تأمین غذا روبه‌روست.

مهاجرت پناهجویان آب در بلوچستان
پاکستان که جمعیت 199 میلیون نفری آن سالانه 4میلیون رشد می‌کند نیز به بهره برداری شدید از آب‌های زیر زمینی خود مشغول است. بخش بزرگی از آب آبیاری آن از سامانه رودخانه سند تأمین می‌شود. اما به نظر می‌رسد در بخش پاکستانی دشت حاصلخیز پنجاب سقوط سفره‌های زیر زمینی تفاوتی با آنچه در آن سوی مرز در هند رخ می‌دهد ندارد. چاه‌های کنترلی که در نزدیکی دو شهر دو قلوی اسلام آباد و راولپندی واقع در شمال شرقی پاکستان حفر شدند نشان داده‌اند که بین سال 1982 و 2000 میلادی سفره‌های آب زیر زمینی پیوسته سقوط کرده‌اند که طیف این سقوط چیزی بین یک متر تا 8/1 متر بوده است. در استان بلوچستان پاکستان سفره‌های زیر زمینی دورو بر پایتخت یعنی شهر کوته پیوسته سالانه 3/3 متر پایین تر می‌روند و به همین دلیل است که این شهر اکنون دیگر آبی ندارد. سردار ریاض خان مدیر سابق مؤسسه تحقیقات نواحی خشک پاکستان در شهر کوته گزارش می‌دهد که از هفت حوضه رودخانه‌ای بلوچستان شش تای آنها منابع آب زیر زمینی خود را کاملاً تهی کرده‌اند و در نتیجه زمین‌های آبی بایر مانده‌اند. تعجبی ندارد که مهاجرت توده‌ای وسیعی اکنون در بلوچستان ایجاد شده که به یکی از بزرگ ترین امواج مهاجرت پناهجویان آب تبدیل شده است. مهاجرتی که تعداد شرکت کنندگان آن به میلیون‌ها نفر سر می‌زند. بانک جهانی می‌گوید: «پاکستان از نظر تنش آبی اکنون یکی از بدترین موقعیت‌های جهان را دارد و این وضعیت به لحاظ رشد سریع جمعیت آن می‌رود تا به کمبود آشکار و همه جانبه آب تبدیل شود.»


چندان که کشاورزی جهان توسعه می‌یابد، نزاع بر سر آب در سطح بین‌المللی مانند آنچه در حوزه رودخانه نیل بین مصر و کشورهای بالا دست جریان دارد روز به روز بیش تر می‌شود. اما در داخل کشورها این رقابت بین شهر‌ها و کشاورزان بر سر آب است که سیاست مداران را به خود مشغول می‌کند. در مناطقی که جریان آب بدون مدعی وجود ندارد و همه منابع آب مدعی دارند، شهر‌ها تنها از طریق بیرون کشیدن آب از دست کشاورزان می‌توانند آب به دست آورند. وقتی شهر‌ها آب را از روستا‌ها گرفتند و روستا‌ها بدون آب ماندند و سفره‌های آب‌های زیر زمینی سقوط کردند، آنگاه کشورها چاره‌ای ندارند جز آنکه کمبود تولید غله آبی خود را از طریق واردات جبران کنند. از آنجا که برای تولید هر تن غله هزار تن آب لازم است واردات غله کارآترین روش واردات آب است. بنابراین معامله بر سر آینده غله در واقع معامله بر سر آینده آب است. بازار آب در واقع در بازار جهانی غله تجسم می‌یابد.
خلاصه آنکه بهره برداری بیش از حد خواه در خاورمیانه باشد یا در دشت‌های بزرگ ایالات متحده امریکا می‌تواند به تهی شدن آبخوان‌ها و کم شدن محصول غله بینجامد. تا کنون تهی شدن آبخوان‌ها عمدتاً در کشورهای کوچک خاورمیانه به‌صورت کاهش محصول غله بروز یافته است. اما اکنون کشورهایی که از نظر اندازه و جمعیت متوسط هستند در سطح جهان مانند ایران، مکزیک و پاکستان به این مشکل دچار شده‌اند. ایران مدتی است اثرات کاهش عرضه آب در اثر مصرف بیش از حد را احساس می‌کند. پاکستان نیز به نظر می‌رسد که به اوج استفاده از موجودی آب خود رسیده است بنابراین دیری نخواهد پایید که به اوج غله خود نیز خواهد رسید. در مکزیک مصرف آب ایستا شده و ممکن است بزودی کاهش یابد.
جهان به آرامی و در سکوت به دورانی وارد شده که در آن آب و نه زمین به عنصر اصلی محدود کننده توسعه عرضه غذا تبدیل شده است. فرضیه‌ای قدیمی می‌گفت که هرگاه زمین کافی وجود داشته باشد آب کافی وجود خواهد داشت. متأسفانه اکنون این فرضیه دیگر کاربرد ندارد.


سلامت نیوز: کشاورزی، نخستین متهم تخریب منابع آبی جهان

سلامت نیوز: در حال حاضر و با شرایط فعلی اگر بارندگی در برخی استان‌ها چند برابر هم بشود باز هم به نظر بنده تاثیری در جلوگیری از روند رو به رشد خشکسالی در این استان‌ها نخواهد داشت. خشکسالی بهانه است اولا خشکسالی دیگر در کشور ما همیشه خواهد بود و باید با این پدیده کنار بیاییم. به هرترتیب کره زمین در حال گرمتر شدن است و این موضوع باعث می‌شود که کشورهایی که میزان بارندگی در آنها کمتر بوده باز هم کاهش پیدا کند و کشورهایی که بارندگی در آن زیاد بوده افزایش یابد. پس بنابراین استان‌هایی مانند سمنان، اصفهان و خراسان در کشورمان که در آن میزان بارندگی در طول سال کم بوده بازهم کاهش پیدا خواهد کرد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزان نیوز، در سال 2030 نیمی از مردم جهان تشنه‌اند!این همه حرف بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل در نشست سالانه آب در بوداپست بود که سال گذشته برگزار شد و در این نشست به طور غیررسمی اعلام شد که جنگ جهانی بعدِ ما بین ملت‌ها، جنگ آب خواهد بود! به همین بهانه سراغ پروفسور پرویز کردوانی، جغرافیدان برجسته کشورمان رفتیم تا به بررسی عوامل مهم خشکسالی در کشورمان به اوضاع وخیم برخی از استان‌ها بپردازیم. گفتگوی روزان با این استاد 84 ساله و پدر کویرشناسی ایران را در ادامه می‌خوانید:

جناب پروفسور در ابتدای بحث بفرمایید به نظرشما با وجود روند رو به رشد خشکسالی که در کشورمان بویژه در برخی از استان‌ها شکل گرفته، در حال حاضر چه برنامه‌هایی را می‌توان برای کنترل این امر به کار گرفت؟!

در حال حاضر و با شرایط فعلی اگر بارندگی در برخی استان‌ها چند برابر هم بشود باز هم به نظر بنده تاثیری در جلوگیری از روند رو به رشد خشکسالی در این استان‌ها نخواهد داشت. خشکسالی بهانه است اولا خشکسالی دیگر در کشور ما همیشه خواهد بود و باید با این پدیده کنار بیاییم. به هرترتیب کره زمین در حال گرمتر شدن است و این موضوع باعث می‌شود که کشورهایی که میزان بارندگی در آنها کمتر بوده باز هم کاهش پیدا کند و کشورهایی که بارندگی در آن زیاد بوده افزایش یابد. پس بنابراین استان‌هایی مانند سمنان، اصفهان و خراسان در کشورمان که در آن میزان بارندگی در طول سال کم بوده بازهم کاهش پیدا خواهد کرد. اما در مقابل استان‌های شمالی کشور که از میزان بارندگی قابل قبولی در طول سال برخوردار بوده‌اند با افزایش مواجه شده کما اینکه آمارها نشان می‌دهد طی 25 سال گذشته بارندگی در استان مازنداران نسبت به 25 سال پیش از این بیشتر هم شده است. بنابراین این‌گونه نباید فکر کرد که حالا چون یک استان سال گذشته با افزایش نسبی بارندگی مواجه بوده امسال با خشکسالی روبه‌رو نخواهد شد. هرچند که بنده بر این باورم که اگر این استان‌ها هم‌اکنون با افزایش 3 یا 4 برابری مقدار باران هم روبه‌رو شوند باز هم مشکلی را حل نخواهد کرد. زیرا با وجود توسعه روز افزون شهرها و همچنین حفر چاهایی به عمق 100 متری در زیر زمین و وجود کشاورزی و شهرک‌های صنعتی راه به جایی نخواهد برد. چنانچه هم‌اکنون جنگل‌هایی که در سال‌های گذشته مهندس میرعماد تحت عنوان جنگل‌های مصنوعی کاشته بودند در حال خشک شدن است.

به این ترتیب به نظر شما کاری نباید انجام داد؟!

بنده چنین حرفی نزدم! مضاف بر اینکه هم اینک در برخی استان‌ها زمین هم در حال نشست کردن است و به واقع کاری که هم‌اکنون می‌توان و باید انجام داد این است که وزارت نیرو باید بیاید در روستاها از حفر و بهره‌برداری چاهای غیرمجاز جلوگیری کند و چاه‌های مجاز موجود را هم مجهز به کنتور هوشمند کرده تا از استفاده بی‌رویه از چاه‌های آب جلوگیری نماید.

اما به نظر می‌رسد که این جلوگیری و موانع برای جلوگیری در مصرف بی‌رویه آب تنها در روستاها باشد! اینطور نیست؟!

دقیقا به همین صورت است. در شهرهای مختلف در حال حاضر هیج برنامه مشخصی متاسفانه وجود ندارد و شهرداری‌های این مناطق همین‌طور در حال صادر کردن مجوز برای ساختن تراکم هستند و وزارت نیرو هم در حال دادن کنتور آب به آنها و گرفتن حق انشعاب و حق فاضلاب از آنهاست. این توسعه یافتگی‌ها به علاوه افزایش جمعیت مستلزم تامین آب شرب است که متاسفانه این استان‌ها را با خشکسالی شدیدی مواجه کرده است. در این مناطق شهرسازی و توسعه فضای سبز به سرعت در حال افزایش است بدون اینکه به منابع آبی این شهرها کوچکترین توجهی شده باشد.! حتی این استان‌ها برای تامین منابع آب شرب خود از استان‌های دیگر هم کمک گرفته‌اند. به طوری که تهران هم تا همین چند سال گذشته برای تامین آب شرب خود از آب کرج، مازندران، طالقان و گیلان استفاده کرد به مانند تبریز که آب شرب خودش را از زرینه رود و سیمینه رود گرفته است.

با این وجود تکلیف چیست؟ یعنی می‌گویید باید جلوی توسعه در بخش عمرانی و کشاورزی را گرفت؟ پس تکلیف کشاورزانی که از این طریق امرار معاش می‌کنند چیست؟

من به هیچ وجه مخالف توسعه کشاورزی نیستم. برعکس منظور بنده این بود، که پس از پیروزی انقلاب برخی از مسئولان تنها روی این نکته تاکید داشتند که باید در همه زمینه‌ها توسعه پیدا کنیم. یعنی صنعت را توسعه دهیم، کشاورزی را رونق ببخشیم شهرها را بزرگتر کنیم، منظور بنده این است که باید توسعه یافتگی مطابق با شرایط یک منطقه و همچنین همراه با بالا بردن راندمان آن باشد. نه اینکه هزینه‌ها را بالا ببریم بدون اینکه چیزی گیرمان بیاید. به طور مثال در کشورهای پیشرفته آنها سعی نمی‌کنند که سطح کشتشان را افزایش دهند و یا جمعیت‌شان را زیاد کنند یا مراتع و یا جنگل خود را زیر کشت ببرند. نه!! بلکه تلاش می‌کنند تا با انجام دادن تحقیقات اگر تا قبل از این از همان مقدار زمین 2 تُن گندم برداشت می‌کردند حالا از همان مقدار سطح زیر کشت مقدار محصول برداشتی خود را بالا ببرند. که تا جایی‌که بنده اطلاع دارم هم‌اکنون در اروپا از هر هکتار زمین چیزی حدود 14 تُن گندم برداشت می‌کنند با همین مقدار آبی که کشاورزان ما از آن استفاده می‌کنند و محصولشان به مراتب پایین‌تر از این مقدار است (4 تٌن). در گذشته اگر برخی استانداری‌ها اولین نکته‌ای که به آن اشاره می‌کردند این بود که باید کشاورزی را توسعه بدهیم، صنعت را گسترش دهیم و دانشگاه بسازیم ولی الان دیگر نباید این‌گونه باشد. به نظر بنده الان مسئولان باید تمرکز خودشان را در اداره کردن همین مقدار آب و بالا بردن راندمان کشاورزی با همین مقدار زمین سطح کشت قرار دهند تا فاجعه‌ای به مراتب بزرگتر از این اتفاق نیفتد. به نظر بنده حتی ما باید در مقدار استفاده آب برای وضو گرفتن هم تجدید نظر کنیم. بنابراین همه باید دست در دست یکدیگر با این معضل کم آبی کنار بیاییم.

وزارت نیرو هم‌اکنون در حال کم کردن آب کشاورزی در این استان(سمنان) و مدیریت آن است اما این به تنهایی کافی نیست. بلکه باید در ادامه آن مانند کشورهای پیشرفته ای مثل استرالیا، وقتی شهر با کمبود آب مواجه است، وزارت نیرو بیاید چاه را از کشاورزان بخرد برای تهیه آب شرب شهر و بعد عوض این کار به کشاورزان امکانات جهت کاشت همان مقدار کمی که قرار است زیر کشت برود بدهد از جمله بذر اصلاح شده، کود و روش‌های امتحان شده جهت بالا بردن محصول به طوری که کشاورزان بتوانند از نصف زمین زیر کشت خود محصول چند برابری برداشت نمایند. ولی متاسفانه این کار تاکنون اجرا نشده و فقط وزارت نیرو به بستن چاهایی غیرمجاز و قرار دادن کنتور هوشمند اکتفا کرده است. در حال حاضر حفر چاه در روستاها ممنوع اعلام شده اما در شهر این اتفاق رخ می‌دهد. به طور مثال الان برخی از شوراهای شهر در آینده قرار است شش هفت حلقه چاه بکند که هیچ ارگانی هم توان مخالفت با آن را ندارد زیرا نه تنها حفر چاه در شهر ممنوع نیست بلکه تشویق هم می‌کنند و پروانه هم می‌دهند. چراکه وزارت نیرو می‌گوید ما آب نداریم و خودتان با هزینه خودتان چاه بزنید و یا از کشاورزان برای تامین آب شرب خود چاه خریداری کنید. بدین ترتیب شهرها دستشان برای حفر چاه باز است اما در روستاها به شدت از این کار جلوگیری به عمل می‌آید. الان زاهدان آب شرب برای آشامیدن ندارد اما هر لحظه ساختمان‌های چند ده طبقه در حال برافراشته شدن است. متاسفانه امروز کسی اصلا حواسش به آب نیست. باید با یک برنامه ریزی دقیق خشکسالی را مدیریت کرد و با آن کنار آمد. برای کشاورزی از محصولاتی که از آب کمتری بهره می‌برند استفاده کرد و یا برای فضای سبز شهرها از گیاهان کم آب استفاده کرد. نه اینکه به تمام استانها بگوییم بروند پسته یا زعفران بکارند.

چندی قبل هم اعلام شد که به 14 استان دستور داده شده تا برنج نکارند. خب اگر این استان‌ها برنج کاشت نکنند چه کنند؟ پسته بکارند؟! و یا اینکه به استان کهگیلویه و بویراحمد گفته شده ذرت نکارند. به این ترتیب مردم آن منطقه باید از چه راهی امرار معاش کنند؟! صنعت دامداری آن منطقه چه کار بکند؟! به نظر من وقتی از کشت محصولی جلوگیری می‌کنیم باید محصول جایگزین آن را هم به کشاورزان آموزش و تسهیلات بدهیم. متاسفانه الان همین محصول جایگزینی را هم که از آن نام می‌بریم مانند پنبه! همین را هم نمی‌خرند و به آن توجه نمی‌کنند. متاسفانه برخی از مسئولان فقط می‌گویند این محصول به جهت مصرف زیاد آب نباید کشت شود.

خب پیشنهاد شما چیست؟ یعنی در حال حاضر چه راهکار عملی برای این منظور باید به کار گرفت؟!

عرض کردم؛ در ابتدا باید تسهیلات فراوان از جمله بذر و کود و غیره.. در اختیار کشاورزان قرار دهند. دوم اینکه محصولاتی را به کشاورزان پیشنهاد دهند که ضمن مصرف کم آب ضمانت خرید آن محصول هم فراهم شده باشد. کانال‌های انتقال آب باید حتما سیمانی شود تا از هدر رفتن بی‌رویه آب جلوگیری شود. گیاهان گلخانه‌ای را افزایش دهیم (کشت گلخانه‌ای) البته نه این گلخانه‌ای که هم‌اکنون داریم و در خاک است این گلخانه هیزوپونیک است. گلخانه باید در آب باشد تا بتوان از هر هکتارش 400 تُن محصول برداشت کرد. البته با ضمانت خرید. عرض کردم اگر ضمانت خرید برای آن کشاورز وجود نداشته باشد موضوعی حل نخواهد شد مانند همان گلخانه‌ای که برای دانشجویان در استان سمنان احداث شد و بعد از برداشت کسی محصول را نمی‌خرید. استفاده چند منظوره از آب، دیگر موضوعی است و که زارت نیرو باید به آن توجه داشته باشد. به طور مثال اگر حلقه چاهی در منطقه محمد آباد وجود دارد در ابتدا باید از آن به عنوان اب استخر برای جوانان استفاده کرد که مهاجرت نکنند و بعد اینکه از همین آب برای پرورش ماهی استفاده کرد. و در آخر هم برای مصارف کشاورزی از آن استفاده گردد. جلوگیری از به هدر رفتن آب در کشور مستلزم همکاری وزارت نیرو و جهاد کشاورزی و به طور کلی همه ارگان‌هاست که با یک برنامه‌ریزی دقیق و البته با ضمانت اجرای بالا بتوانند این مشکل را تا حدی بر طرف سازند. وزارت نیرو با الزام کردن مشترکین به استفاده از دوش کم‌مصرف، سیفون کم‌مصرف و شیر کم‌مصرف و همچنین شهرداری‌ها با توجه به معضل کمبود آب از کاشت درخت به عنوان فضای سبز بیشتر استفاده کند. اما متاسفانه کسی حواسش به آب نیست و مانند خانواده‌ای که از وضعیت مالی خوبی برخوردار نیست اما با این حال همچنان در حال بریز و بپاش کردن است ما هم در حال مصرف بی‌رویه آب در کشورمان هستیم.

برخی از مسئولان همواره با نزدیک شدن به فصل گرما اولین گزینه‌ای که از آن یاد می‌کنند بحث جیره‌بندی آب است آیا به نظر شما جیره‌بندی آب راهکاری درستی می‌تواند باشد؟!

با جیره‌بندی آب به نظر بنده مشکلی حل نمی‌شود چراکه بیشتر لوله‌ها پوسیده‌اند. آب جیره‌بندی با شن و ماسه همراه می‌شود و با قطع و وصل کردن آب لوله‌ها بیشتر آسیب خواهند دید. به نظر من هم‌اکنون فقط باید خود مردم دست به کار شوند و متوجه این بحران عظیم و کمبود آب باشند. علمای دینی باید در این مسئله ورود پیدا کنند. در انجام فرایض دینی هم باید همگی تجدیدنظری داشته باشیم به طور مثال در مصرف آب برای وضو گرفتن احتیاط بیشتری به عمل آوریم و یا حتی المکان از انجام غسل‌های مستحبی در طول روز و یا هفته بکاهیم تا حداقل به این ترتیب بتوانیم به وسیله سخنرانی‌های علما مردم را آگاه کنیم همان‌طوری که در دین اسلام از اسراف به شدت پرهیز شده همه ما باید در مصرف آب صرفه‌جویی کنیم.

جناب پروفسور نظر شما درباره باروری ابرها و یا بارش مصنوعی چیست؟!

این‌گونه راهکارها تنها صورت مسئله را پاک می‌کند. آدم‌ها پرمصرف شده‌اند. آدم‌های قدیم می‌خواستند صورت‌شان را بشویند با آفتابه قدری که لازم بود آب می‌ریختند و پای درخت هم صورت‌شان را می‌شستند تا آب هدر نرود. روز به روز که بر جمعیت دنیا افزوده می‌شود، علم و تکنولوژی توسعه پیدا می‌کند، بهداشت بالا می‌رود، زندگی شهرنشینی رواج پیدا می‌کند، که این موشوع باعث حاد شدن سه مسئله می‌شود؛ یکی‌اش مسئله کمبود مواد غذایی است. 20 - 25 سال آینده مهمترین چالش دولت‌ها امنیت غذایی است. دوم؛ آلودگی محیط زیست است. سوم کمبود آب است. دوتای اول را علم می‌تواند کنترل کند؛ اما در زمینه آب، علم هیچ کاری نمی‌تواند بکند. نمی‌توانیم برای جایی بارندگی درست کنیم. آب نمی‌شود درست کرد. باروری ابر هم که مطرح می‌کنند؛ بی‌نتیجه است. بنابراین مصرف آب بیشتر می‌شود در حالی که مقدار آب ثابت است. جامعه‌ای که آب بیشتری مصرف می‌کند، آب بیشتری هم آلوده می‌کند. تهران رود ندارد، اما سه تا رود فاضلاب دارد. از طرف دیگر آب‌های زیرزمینی ما دارد شور می‌شود؛ حتی در گیلان و مازندران. برای اینکه برداشت زیاد کرده‌ایم، سطح آب که برود پایین، از منابع شور، آب می‌آید در چاه. ساری کجا، دریا کجا؟ منطقه ساری چاه زده‌اند، آبشان شور شده است. مقدار آب ثابت، زیادی مصرف، زیادی آلوده کردن آب؛ نتیجه‌اش این است که آب بهداشتی دارد روز به روز کم می‌شود. هر چه زمان می‌گذرد، توقع‌مان هم از آب بیشتر می‌شود. روز به روز مسئله تامین آب بهداشتی بغرنج تر می‌شود. نه در ایران بلکه در تمام دنیا اینجور است. پکن 10 سال پیش، یک سوم چاه‌هایش خشک شد. از هزار کیلومتری خود آب می‌آورند.

درباره تبدیل کردن آب شور به آب شیرین جهت شرب چه؟! آیا نمی‌شود روی این موضوع حساب باز کرد؟!

در حال حاضر به تبدیل آب شور به شیرین نیازی نیست بلکه باید از همین آب موجود به نحو احسن استفاده کرد. به طور مثال از آب فاضلاب می‌توان فضای سبز را آبیاری کرد. و یا از آب باران استفاده کرد به طور مثال با ساخت یک آب انبار می‌توان به خوبی از همان مقدارکم ریزش نزولات جوی در طول سال از آن بهره‌برداری کرد. و در مرحله آخر می‌توان با احداث کارخانه آب شیرین کن توسط انرژی خورشیدی آب شرب مصرفی را در مناطقی که با کمبود آب مواجه‌اند جبران کرد. دولت باید کارخانه آب شیرین کن بگذارد و آب را شیرین کند. آب دیگر نیست. این همه آب از غرب گرفتند، دیگر غرب را نابود کردند. چهارمحال و بختیاری سه تا رود ازش سرچشمه می‌گیرد و خودش فاضلابش را تصفیه کرده و دارد استفاده می‌کند. چون آبش را می‌دهند به جای دیگر. یک راه دیگر این است که رطوبت هوا را تبدیل کنند به آب. تابستان که همه جا مسئله آب داریم؛ پر آب‌ترین نقطه می‌شود چابهار؛ می‌توانیم هزارها هکتار موز بکاریم بدون نیاز به آبیاری. همه دنیا زمستان‌ها رطوبت هوا بیشتر می‌شود، اما چابهار تابستان بیشتر می‌شود. از بادی که از اقیانوس هند می‌آید. این باد می‌آید روی دریا، از کوه بالا می‌رود و شرجی می‌شود. اگر کسی پشت بام خانه‌اش شیروانی باشد؛ می‌بینید که تا صبح دارد از ناودانش آب می‌آید. هر جایی که رطوبت به 30 درصد برسد، ازش آب می‌گیرند. اما هیچ‌کس به این برنامه‌ها توجه‌ای ندارد و همه آب چاه و آماده را می‌خواهند. به زبان عامیانه‌تر می‌توان گفت که انگار برخی دارند لج می‌کنند و کمر به خشک کردن زمین بسته‌اند.

برخی از مردم حتی در خانه‌های‌شان هم برای کم کردن مصرف آب هیچ برنامه‌ای ندارند و اصلا برایشان مهم هم نیست که چه بلایی قرار است سر کشورمان بیاید. الان سازمان نظام مهندسی تنها وظیفه‌اش این نیست که مراقب باشد که ساختمان طوری بنا شود که در برابر زلزله مقاوم باشد بلکه باید حواسش به کم کردن مصرف آب در آن ساختمان هم باشد به این صورت که لوله‌ها از کنار باغچه‌ها رد شدند تا از آن برای آب دادن به گل و گیاه هم استفاده کرد و یا دیگر برنامه‌ها از جمله اینکه نظام مهندسی باید برای جمع‌آوری آب باران بالای ساختمان‌ها برنامه‌ریزی کند تا به نحو احسن از باران استفاده کرد.

جداسازی لوله‌کشی‌های آب مصرفی با غیرمصرفی چطور؟ شدنی نیست؟!

جداسازی لوله‌های آب شرب با آب غیرشرب هم قابل اجرا نیست برای اینکه هزینه بر است و مصرف آب با آن روش بیشتر هم می‌شود.

 

سلامت نیوز: علما در مسئله بحران آب ورود کنند

سلامت نیوز: این روزها شنیدن جمله تکراری «آب مایه حیات است» دیگر ملال‌آور شده است و حتی مایه طنز، همه چیز و همه کس به جامعه ایرانی هشدار می‌دهند که مایه حیات در حال تمام شدن است؛ از کپی پیست‌ خبرهایی درباره تمام شدن آب در ایران تا 6- 5 سال آینده در فضای مجازی گرفته تا انواع واقسام خبرهای رسمی و کارشناسی درباره وقوع خشکسالی در جامعه ایرانی! همه هم از آینده سخت می‌گویند؛ در مترو، در فضای مجازی و هر جا که دست‌شان بیاید. پیام‌هایی که شهروندان میان هم رد و بدل می‌کنند شاید حتی وحشتناک‌تر از اصل ماجرا باشد. پیام‌هایی همچون مهاجرت نیمی از شهروندان ایرانی به دلیل خشکسالی یا وقوع بزرگترین خشکسالی تاریخ ایران در دهه آینده از این دست پیام‌ها هستند. حتی گزارش‌های رسانه‌هایی همچون نیویورک تایمز و واشنگتن پست درباره وضعیت بسیارناگوار آب در ایران هم در فضای مجازی کپی پیست می‌شود. عکس‌های دریاچه ارومیه یا دیگر تالاب‌های در حال خشکیدن و البته سی و سه پل بی‌آب هم آنقدر در فضای مجازی بازنشر شده که می‌توان با آنها آلبوم عکس درست کرد.

تنها ژست می‌ماند و دیگر هیچ...!
به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه ایران، دلواپسی برای معضل آب، فقط به همان گفتن و گرفتن ژست نگران مثل دیگر قصه‌های جامعه ایران محدود می‌ماند. وقتی کار به مرحله عمل می‌رسد خبری از صرفه‌جویی یا ملاحظه این مایه حیات بیچاره کم توان نیست. آمارها می‌گوید باوجود خوش بینی‌ها، صرفه‌جویی آنچنانی در جامعه صورت نگرفته و شهروندان توگویی در حال کندن قبر برای مایه حیات هستند. آنچنان که کشاورز ایرانی همچنان با شیوه‌های قدیمی آبیاری می‌کند، کارواش‌ها با آب شرب ماشین می‌شویند و نسل جوان هم تا جایی که از دستش برمی آید آب را به جوی و فاضلاب می‌سپارد. حتی برخی‌ها در فضای مجازی ماجرا را گاه به شوخی می‌گیرند و البته بعضی‌ها هم که تخصصی در اتهام زدن دارند دیگران را متهم می‌کنند و خودشان را مسئول این ماجرا نمی‌دانند.
البته از آن سو هم مسئولان وضعیت سهمگین آب را تأیید می‌کنند. آنچنان که کارشناسان می‌گویند در همین تهران نسبت به مدت مشابه سال قبل آسمان 23 درصد کمتر باریده است. شهری که روزبه روز مصرف‌کنندگان آبش بیشتر هم می‌شود. حتی وزیر نیرو می‌گوید استفاده از 60 درصد منابع آبی در دنیا مرز بحران محسوب می‌شود و این در حالی است که ما بیش از 80 درصد را مصرف کرده و می‌کنیم. همچنین گفته می‌شود طی 40 سال گذشته سهم سرانه آب هر نفر درکشور هفت هزار مترمکعب بود که اکنون به دو هزار مترمکعب کاهش یافته و این رقم با روند نزولی به عددی برابر با یک هزار و 500 متر مکعب خواهد رسید.
دهه شصتی هستیم پس بی‌خیال
از سوی دیگر گاهی پالس‌هایی از این ماجرا را به شکل متفاوتی می‌توان در فضای مجازی دریافت کرد. به عنوان مثال تا همین چند وقت پیش لطیفه‌ای تلخ در شبکه‌های مجازی پخش می‌شد با این عنوان که «دهه شصتی‌ها لازم نیست که در مصرف آب صرفه‌جویی کنند چرا که اکثراً ازدواج نمی‌کنند پس نسلی از آنها نمی‌ماند که نگران بی‌آب ماندنش باشند.» شوخی یا جدی این پیام هزار بار بازنشر شده لایک خوبی هم از سوی کاربران ‌گرفت. همه لایک می‌کردند و لبخندی نه چندان شیرین یا نیشخندی می‌زدند، بویژه اینکه خیلی از همین لایک‌کننده‌ها جوانان دهه شصتی هستند که بسرعت نور این گونه پیام‌ها را در فضای مجازی بازنشر می‌کنند. حتی برخی از آنها می‌گویند که دهه شصتی‌ها این همه مشکل دارند این یکی هم روی باقی آنها؛ پس بی‌خیال!


امید اجتماعی، شاه کلید صرفه جویی
فرزاد خوش چشم، روانشناس و استاد دانشگاه درباره ابعاد این ماجرا وجدی نگرفتن بحران آب در بین ایرانی‌ها و بویژه نسل جوان می‌گوید: معمولاً حرکت‌های اینچنینی نیاز به یک وفاق عمومی دارد و در نخستین درجه باید نیروی مولد و جوان در آن فعال شوند زیرا این مسأله نیاز به انگیزه‌های بزرگ دارد. وقتی انگیزه و امیدش وجود داشته باشد برنامه‌ریزی برای انجام کار خود به خود صورت می‌گیرد و ملکه ذهن جامعه می‌شود. اما اگر این انگیزه نباشد صد میلیارد تومان هم برای تبلیغ یک مسأله صرف شود باز هم حاصلی نخواهد داشت.
این استاد دانشگاه خاطرنشان می‌سازد: طبیعت نسل جوان این است که در مقابل مشکلات زود ناامید می‌شود و این ناامیدی درونی را از راه‌های مختلف به بیرون بازنشر می‌دهد. مثلاً وقتی بیکاری در بین نسل جوان جامعه‌ای افزایش می‌یابد، این نسل نخواهد توانست افق اجتماعی و شخصی خود را ترسیم کند. به این صورت واقعیت‌ها را رها کرده و تنها به افکار خود و بازتابش فکر می‌کند. این مسأله که نسل جوان به شوخی می‌گوید نیازی به صرفه‌جویی نیست چون نسلی از ما باقی نمی‌ماند، در واقع واکنشی از همین جنس است که یک نوع واکنش منفی تلقی می‌شود. درواقع به نوعی نسل جوان با این گونه حرکات بی‌اهمیتی خود را به حفظ منابع برای آیندگان نشان می‌دهد. چرا که به نوعی خودش را از یک آینده محروم می‌بیند و علاقه‌ای به کمک به این آینده ندارد. در واقع حاضر به ادا کردن سهمش برای آینده نیست.
در این میان برخی از جوانانی هم که ازدواج کرده‌اند این بحران آبی را دلیلی برای بی‌تمایلی‌شان به فرزند‌آوری عنوان می‌کنند و براین باورند که اگر بچه‌ای بیاورند ممکن است درآینده فرزندشان با این بحران کم آبی درگیر باشد، به این ترتیب این کار را انجام نمی‌دهند.


این جانی بزرگ آب
در سوی دیگر میدان به نظر می‌رسد که مسأله رشد فرد‌گرایی در این نسل بشدت جدی است. فرد‌گرایی که می‌گوید آب را برای امروز مصرف کن، آیندگان مهم نیستند. طبق آمارها اگر هر خانواده ایرانی تنها درصد اندکی در مصرف آب صرفه‌جویی کند بخش بزرگی از مشکل بحران آب حل می‌شود، اما گویا فرد‌گرایی راه را بر این ماجرا بسته است.
فرزاد خوش چشم، درباره این مانع اجتماعی- فردی بر این تأکید کرد که فرد‌گرایی مانع از دخیل کردن جامعه در محاسبات افراد است. یعنی فرد تنها سود و منفعت خود را در همین لحظه امروز دخیل می‌کند. سعادت کلیت جامعه، آسایش آیندگان و رشد همگانی برای چنین فردی که دچار فرد‌گرایی مطلق شده، معنی ندارد. به این ترتیب وقتی افراد زیادی در جامعه دچار معضل فرد‌گرایی شوند ذهن خود را روی تمام محاسبات کلان اجتماعی می‌بندند و فقط به دایره محدودی می‌نگرند که خود در آن زندگی می‌کنند. اینچنین افرادی قطعاً صرفه‌جویی نمی‌کنند. اصلاً صرفه‌جویی را بی‌معنی تلقی می‌کنند، چون سود جمعی معنایش را برای این دست از افراد از دست داده است. معنی سود برای این افراد فقط در زندگی شخصی یا نهایتاً در داخل یک خانواده سه، چهار نفره تعریف می‌شود و آنها برای همین امروزشان مصرف می‌کنند و اصلاً به فردا نگاهی ندارند.


رقابت در مصرف و نابودی زندگی فرزندان
فرزاد خوش چشم با اشاره به برخی تبعات این گونه تفکرات اشاره می‌کند: وقتی تمام اعضای جامعه و خانواده‌های درون آن به این مسأله دچار شوند آن گاه جامعه به یک رقابت مصرفی فرو می‌رود. آن طور که حتی ممکن است این تلقی برای افراد ایجاد شود که اگر ما مصرف نکنیم، دیگران مصرف می‌کنند، پس باید مصرف بیشتری کرد. دلیل شکل‌گیری احتمالی این تفکر هم کاهش وفاق اجتماعی است. ضمن اینکه فراموش هم نباید کرد که حتی این مسأله در بین افرادی که بچه هم دارند باب شده و درآینده این وضعیت بیشتر هم می‌شود. خوش چشم می‌افزاید: این مسأله به این معنی است که والدین بچه دار شده‌اند و بچه آنها چند ساله است اما اصلاً به فکر محاسبه منابع برای آینده این بچه نیستند. به هیچ وجه به این فکر نمی‌کنند که این نسل آینده آب می‌خواهد و باید با این منابع زندگی کند.


از خشکسالی آبی تا خشکسالی اجتماعی
حالا نگرانی‌ای که کارشناسان به آن نیم نگاهی دارند تأثیر بحران کم آبی بر تغییرات رفتاری و اجتماعی است. فرزاد خوش چشم، روانشناس عقیده دارد که هر چه اقلیم با معضل کمبود آب، بیشتر درگیر باشد خشونت‌ها هم به تناسب آن، افزایش می‌یابد، او می‌گوید: تنش‌ها و رفتار‌های رادیکال اجتماعی در بسیاری از مواقع با کمبود منابع آب در کشورهای مختلف ارتباط دارد. به طوری که این مسأله همیشه منشأ تنش هم بوده است و می‌تواند تبعات بدی برای هر جامعه‌ای داشته باشد.
از سوی دیگر به نظر می‌رسد که مسأله هشدار درباره آب در فضای مجازی مثل خیلی از ماجراهای دیگر به نوعی در حال لوث شدن و حتی تبدیل شدن به سوژه‌ای برای سرگرمی است. بدین صورت که خیلی از کاربران بتدریج به سمت جوک ساختن درباره بحران آب هم روی آورده‌اند. در این میان بحران بی‌آبی برای نسل آینده هر روز جدی‌تر از دیروز و نزدیک‌تر از هر زمان دیگر است. جامعه ایرانی باید تصمیم بگیرد که نگاهش به همین امروز باشد یا نگاهی توأم با فرصت‌سازی برای آینده!


سلامت نیوز: جامعه ایران به آب‌کُشی ادامه می دهد