سیستمهای نوین آبیاری بارانی و موضعی در کشاورزی

در اینجا با انواع سیستمهای آبیاری در کشاورزی آشنا می شوید که شامل انتخاب سیستم، طراحی، اجرا، بهره برداری، نگهداری و... است

سیستمهای نوین آبیاری بارانی و موضعی در کشاورزی

در اینجا با انواع سیستمهای آبیاری در کشاورزی آشنا می شوید که شامل انتخاب سیستم، طراحی، اجرا، بهره برداری، نگهداری و... است

سیستمهای نوین آبیاری بارانی و موضعی در کشاورزی

♥ *** راه در جهان یکیست و آن راه راستی است ***♥
شما دوستان عزیز آزادانه و حتی بدون ذکر منبع می توانید از همه مطالب این وبلاگ استفاده کنید.

۴۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خشکسالی» ثبت شده است

سلامت نیوز: کره زمین عملاً در حال خشک شدن است. هزاران دریاچه و رودخانه پیوسته ناپدید می‌شوند. دریاچه چاد در مرز بین چاد و نیجر اکنون تنها چهار درصد مساحت خود را حفظ کرده است. بزودی ممکن است این دریاچه فقط روی نقشه‌ها باقی بماند. دریاچه آرال، که یکی از بزرگ ترین پیکره‌های آبی داخل سرزمینی جهان بود، اکنون تنها جزء کوچکی از چیزی است که 40 سال پیش بود. در 14 ژوئن سال 2015 میلادی ناسا نتیجه مطالعه ای10 ساله را درباره 37 آبخوان بسیار بزرگ جهان منتشر کرد. بنابر این گزارش 21 آبخوان از مجموع این 37 آبخوان به علت پمپاژ بیش از حد آب پیوسته کوچک تر می‌شوند و از میان این گروه سرعت کوچک شدن 13 آبخوان فوق العاده زیاد است. این تحلیل ناسا تأیید می‌کند که منابع آبی زیرزمینی جهان که 35 درصد تمام آب آبیاری جهان را تأمین می‌کنند پیوسته کوچک تر می‌شوند، آن هم با سرعتی بسیار زیاد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه ایران، امروزه 18 کشور جهان که حدود نیمی از جمعیت جهان در آنها ساکن‌اند بیش از حد از آبخوان‌های خود بهره برداری می‌کنند. از میان آنها می‌توان سه کشور بزرگ تولید کننده غلات یعنی چین، هند و ایالات متحده را برشمرد که در مجموع نیمی از تولید غله جهان را بر عهده دارند و همراه با آنها چندین کشور پرجمعیت مانند ایران، پاکستان و مکزیک نیز در همین وضعیت قرار دارند. کمبود آب در دو دسته از کشور‌ها برای جهان حائز اهمیت بسیار است. اول کشور‌های بزرگ تولید کننده اصلی غلات جهان یعنی ایالات متحده، چین و هند، دوم کشور‌های منطقه خاور میانه.

از میان آبخوان‌هایی که بیشترین فشار را تحمل می‌کنند می‌توان به آبخوان عربی که 60 میلیون نفر به آن متکی اند، آبخوان حوضه رود سند که بین هند و پاکستان مشترک است و حدود 200 میلیون نفر از مردم را حمایت می‌کند و آبخوان مورزولا- جدو که بین لیبی و نیجر مشترک است اشاره کرد. تعجبی ندارد که آبخوان هایی که تحت بیشترین تنش قرار دارند آبخوان‌هایی هستند که معمولاً در مناطق خشک و نیمه خشک واقع شده‌اند. از نظر میزان بهره برداری از آب‌های زیرزمینی، سهم هندوستان با برداشت 210 میلیارد متر مکعب در سال از همه کشورهای جهان بیش تر است. این مقدار تقریباً معادل مجموع برداشت 105میلیارد متر مکعبی چین و برداشت 100 میلیارد متر مکعبی امریکا از آب‌های زیرزمینی است. به عبارت دیگر میزان آب آبیاری زیر زمینی مصرفی در هند برابر است با مجموع مصرف چین و ایالات متحده.


سقوط سفره‌های آب زیر زمینی از هم اکنون نیز آینده تولید غله در شمال چین را به خطر انداخته است. بررسی که در سال 2001 میلادی درباره آب زیرزمینی در چین منتشر شد نشان داد که سفره‌های آب زیر دشت شمال چین یعنی ناحیه‌ای که نیمی از گندم و یک سوم ذرت این کشور را تولید می‌کند با سرعت زیاد در حال کاهش بود. اکنون برداشت بیش از حد آب، آبخوان کم عمق منطقه را عمدتاً تهی کرده و کشاورزان را وادار کرده در جست‌و‌جوی آب به آبخوان عمیق منطقه که تجدید شدنی نیست پناه ببرند. سفره آب زیر دشت شمال چین که قبلاً در سی متری زمین بود اکنون در بعضی مناطق به 300 متری سقوط کرده است. چاه‌های کم عمق همگی خشک و رها شده‌اند و کشاورزان ناچار شده‌اند چاه‌های عمیق تری حفر کنند. چین که قریب 4/1 میلیارد نفر جمعیت دارد با کاهش شدید عرضه آب روبه‌روست. در سال 1960میلادی چین 50 هزار دریاچه و رودخانه داشت اما تا سال 2010 تنها 23 هزار از آنها باقی مانده بود.


هرچند کمبود آب چین بسیار جدی است، اما کمبود آب هند از آن هم هشدار دهنده تر است. در هندوستان که جمعیت آن سالانه 19 میلیون نفر رشد می‌کند آبیاری عمدتاً به آب زیرزمینی متکی است و چون در این کشور هیچ محدودیتی برای حفر چاه وجود ندارد کشاورزان تاکنون 27 میلیون چاه در آن حفر کرده‌اند و در مجموع مقادیر بسیار عظیمی از آب زیرزمینی را بیرون می‌کشند. موتور‌های آب که با یارانه‌های سنگین برق از آنها حمایت می‌شود پیوسته سفره‌های آب زیر زمینی را با سرعتی خطرناک پایین می‌برند. در تمام ایالت‌های هند سفره‌های آب زیرزمینی پیوسته سقوط می‌کنند. از میان مهم ترین آنها که بیش تر تحت تأثیر قرار گرفته‌اند می‌توان به پنجاب، هاریانا، راجستان و گجرات در شمال و استان تامیل نادو در جنوب اشاره کرد. در شمال گجرات سفره‌های زیر زمینی آب با سرعت عجیب 6 متر در سال سقوط می‌کنند. در تامیل نادو یعنی ایالتی که 72 میلیون نفر جمعیت دارد سفره‌های آب زیرزمینی در تمام ایالت در حال سقوط اند. دکتر پالانی سامی از دانشگاه کشاورزی تامیل نادو، در سال 2004 اعلام کرد که 95 درصد چاه‌های کشاورزان کوچک که نوعاً چاه هایی کم عمق هستند خشک شده‌اند و بر اثر آن کشاورزی آبی ایالت ظرف یک دهه گذشته حدود 50 درصد کاهش یافته است. بانک جهانی برآورد می‌کند که 190 میلیون هندی به وسیله غله‌ای تغذیه می‌شوند که در اثر بهره‌برداری بیش از حد از آب به دست می‌آید.


در ایالات متحده کشاورزان درمنطقه دشت‌های بزرگ و از جمله در چندین ایالت مهم تولید کننده مانند ایالت تگزاس، اوکلاهوما، کانزاس و نبراسکا بیش از حد از آب‌های زیرزمینی بهره برداری می‌کنند. در این ایالت‌ها آبیاری نه تنها سبب افزایش عملکرد گندم شده بلکه در برخی مناطق به کشاورزان اجازه داده به جای گندم، ذرت که عملکرد بسیار بالاتری دارد بکارند. مثلاً در کانزاس که از قدیم به عنوان بزرگ ترین تولید کننده گندم شناخته شده اکنون تولید ذرت بیش از گندم است. کشاورزی آبی در این ایالت‌ها توسعه پیدا کرده اما آبی که صرف آن می‌شود از آبخوان اوگالالا به دست می‌آید که پیکره آبی زیرزمینی عظیمی است که از نبراسکا به سمت جنوب تا تگزاس کشیده شده است. متأسفانه اوگالالا آبخوانی است فسیلی که آب سال‌های سال قبل در آنجا جمع شده است. میزان تغذیه آن بسیار اندک است و نسبت سرعت بهره برداری بسرعت تغذیه آن 24 به 1 است. آنگاه که این آبخوان تهی شود، چاه‌ها خشک خواهند شد و کشاورزان می‌باید بسته به شرایطی که دارند یا به کشاورزی دیمی بازگردند و یا کلاً کشاورزی را ترک کنند. در تکزاس میزان زمین‌های آبی تحت کشت غلات در سال 1975 به اوج خود رسید و از آن زمان تا کنون دو سوم کاهش یافته و بیشترین کاهش آن در سال‌های اخیر بوده است. در کانزاس مساحت زمین‌های کشاورزی در سال 1982 میلادی به اوج خود رسید و از آن زمان تا کنون 41 درصد کاهش یافته است.


خاورمیانه و بحران آب
منطقه دوم خاورمیانه است. در خاورمیانه نیز کمبود آب بشدت خود را می‌نمایاند. در این منطقه خشک و نیمه خشک تعدادی از کشورها از آبخوان‌های خود چنان بیش از حد بهره برداری کرده‌اند که آبخوان آنها پیوسته سقوط می‌کند و چاه‌های آنها در حال خشک شدن است. با کاهش عرضه آب آبیاری بالاخره در نقطه‌ای از زمان تولید غله نیز رو به کاهش خواهد نهاد و این امر برای آنها عواقب اجتماعی و سیاسی در بر خواهد داشت. از میان کشورهایی که میزان مصرف آب آنها به اوج خود رسیده و محصول غله آنها رو به کاهش نهاده می‌توان از عربستان سعودی، سوریه و یمن نام برد. در هر سه این کشورها کاهش دسترسی به آب منجر به کاهش تولید غلات شده است. تا کنون کشورهای کوچک تری به کاهش تولید غله دچار شده‌اند اما کشورهای بزرگ تری مانند پاکستان که به کمبود آب دچارند نیز خیلی از آنها عقب نیستند. در این منطقه در هیچ کشوری سقوط سفره‌های آب زیر زمینی و کاهش سطح کشاورزی آبی برجسته‌تر از عربستان سعودی نیست، یعنی کشوری که همان اندازه که از نظر نفت غنی است از نظر آب فقیر است. سعودی‌ها بعد از تحریم صادرات نفت در سال 1973 دریافتند که در مقابل تحریم متقابل غله آسیب پذیرند. لذا برای اینکه در تولید گندم خودکفا شوند یارانه بسیار سنگینی را به کشاورزی آبی اختصاص دادند که اساس آن بر تلمبه کردن آب از یک آبخوان زیر زمینی بود. بعد از اینکه عربستان برای مدتی بیش از 20 سال از نظر گندم خودکفا شد سعودی‌ها در سال 2008 اعلام کردندکه آبخوان آنها به طور کلی تهی شده و آنها کشت گندم را هر سال یک هشتم کاهش خواهند داد و در سال 2016 میلادی آن را کاملاً قطع خواهند کرد. اما مدت کوتاهی بعد از آن و به مجرد اینکه آنها ارزش واقعی آب باقی مانده را دریافتند قطع کشاورزی آبی را برای زمان زودتری برنامه ریزی کردند. در سال 2015 سعودی‌ها تمام غله مورد نیاز خود را وارد کردند. آنها پیش‌بینی می‌کنند که سالانه 15 میلیون تن گندم، برنج، ذرت و جو برای تغذیه جمعیت 30 میلیونی خود و گله‌های سریع الرشد دامی و مرغداری‌های بزرگ خود نیاز دارند. عربستان سعودی نخستین کشوری بود که به طور علنی برآورد کرد که تهی شدن آبخوان چگونه و چه زمانی محصول غله آن را کاهش خواهد داد.


سوریه که 22 میلیون نفر جمعیت دارد و رمق آن در اثر جنگ داخلی گرفته شده نیز پیوسته منابع آب زیر زمینی خود را بیش از حد مورد بهره برداری قرار می‌دهد. تولید غله آن در سال 2001 میلادی به اوج خود رسید و از آن زمان تا کنون 32 درصد کاهش یافته است. این کشور نیز شدیداً به غله بیرون از کشور وابسته شده است. در کشور همسایه سوریه یعنی عراق، تولید غله ظرف یک دهه گذشته به رغم تداوم رشد سریع جمعیت کشور در سطح ثابتی باقی مانده است. این کشور نیز اکنون برای تأمین دو سوم از غله مصرفی خود به بازار جهانی متکی است. علاوه بر تهی شدن آبخوان هم سوریه و هم عراق به طور مداوم از کاهش جریان آب رودخانه‌های دجله و فرات نیز رنج می‌برند زیرا کشور ترکیه که در بالادست این دو واقع شده مقداری از آب آن را برای خوداختصاص داده است. در یمن که کشوری است با 24 میلیون نفر جمعیت سفره‌های آب پیوسته قریب 8/1 متر در سال پایین تر می‌رود زیرا میزان مصرف آب بیش از میزان تغذیه آبخوان‌های آن است. این کشور که یکی از سریع الرشد ترین جمعیت‌های جهان را دارد و سفره‌های آب آن در سراسر کشور پیوسته سقوط می‌کند اکنون به یک مورد بحران آبی جهان تبدیل شده است. طی 40 سال گذشته تولید غله کشور قریب 50 درصد کاهش یافته و تا چند سال دیگر مزارع آبی در این کشور به چیزی کمیاب تبدیل خواهند شد و کشور ناچار خواهد بود عملاً تمام غله مورد نیاز خود را از خارج وارد کند. در خاورمیانه عربی، جهان شاهد تقابل بین جمعیتی سریعاً رشد یابنده و منابع آبی است که پیوسته کاهش می‌یابد. برای اولین بار در تاریخ در یک منطقه جغرافیایی، تولید غله در حال کاهش است بدون آنکه در چشم انداز هیچ چیز برای جلوگیری از آن وجود داشته باشد. از آنجا که این کشورها نتوانسته‌اند بین سیاست‌های جمعیتی و سیاست آب خود توازن برقرار کنند اکنون هر روز 9000 نفر جمعیت جدید در این منطقه جویای غذاست و هر روز آب کمتری برای تولید غذا برای این جمعیت وجود دارد.

بحران آب در ایران جدی است
در ایران، کشوری که 79 میلیون نفر جمعیت دارد، در نتیجه کاهش آب بین سال 2012-2007 میلادی و خشکیدگی چاه‌ها، تولید غله 10 درصد کاهش یافت. از آنجا که یک چهارم تولید غله این کشور از راه بهره برداری بیش از حد از آب‌های زیر زمینی به دست می‌آید در چشم انداز تولید آن کاهش بیش تر محصول غله دیده می‌شود. ایران که جمعیت آن سالانه یک میلیون نفر رشد می‌کند نیز با چشم انداز رشد وابستگی به جهان خارج برای تأمین غذا روبه‌روست.

مهاجرت پناهجویان آب در بلوچستان
پاکستان که جمعیت 199 میلیون نفری آن سالانه 4میلیون رشد می‌کند نیز به بهره برداری شدید از آب‌های زیر زمینی خود مشغول است. بخش بزرگی از آب آبیاری آن از سامانه رودخانه سند تأمین می‌شود. اما به نظر می‌رسد در بخش پاکستانی دشت حاصلخیز پنجاب سقوط سفره‌های زیر زمینی تفاوتی با آنچه در آن سوی مرز در هند رخ می‌دهد ندارد. چاه‌های کنترلی که در نزدیکی دو شهر دو قلوی اسلام آباد و راولپندی واقع در شمال شرقی پاکستان حفر شدند نشان داده‌اند که بین سال 1982 و 2000 میلادی سفره‌های آب زیر زمینی پیوسته سقوط کرده‌اند که طیف این سقوط چیزی بین یک متر تا 8/1 متر بوده است. در استان بلوچستان پاکستان سفره‌های زیر زمینی دورو بر پایتخت یعنی شهر کوته پیوسته سالانه 3/3 متر پایین تر می‌روند و به همین دلیل است که این شهر اکنون دیگر آبی ندارد. سردار ریاض خان مدیر سابق مؤسسه تحقیقات نواحی خشک پاکستان در شهر کوته گزارش می‌دهد که از هفت حوضه رودخانه‌ای بلوچستان شش تای آنها منابع آب زیر زمینی خود را کاملاً تهی کرده‌اند و در نتیجه زمین‌های آبی بایر مانده‌اند. تعجبی ندارد که مهاجرت توده‌ای وسیعی اکنون در بلوچستان ایجاد شده که به یکی از بزرگ ترین امواج مهاجرت پناهجویان آب تبدیل شده است. مهاجرتی که تعداد شرکت کنندگان آن به میلیون‌ها نفر سر می‌زند. بانک جهانی می‌گوید: «پاکستان از نظر تنش آبی اکنون یکی از بدترین موقعیت‌های جهان را دارد و این وضعیت به لحاظ رشد سریع جمعیت آن می‌رود تا به کمبود آشکار و همه جانبه آب تبدیل شود.»


چندان که کشاورزی جهان توسعه می‌یابد، نزاع بر سر آب در سطح بین‌المللی مانند آنچه در حوزه رودخانه نیل بین مصر و کشورهای بالا دست جریان دارد روز به روز بیش تر می‌شود. اما در داخل کشورها این رقابت بین شهر‌ها و کشاورزان بر سر آب است که سیاست مداران را به خود مشغول می‌کند. در مناطقی که جریان آب بدون مدعی وجود ندارد و همه منابع آب مدعی دارند، شهر‌ها تنها از طریق بیرون کشیدن آب از دست کشاورزان می‌توانند آب به دست آورند. وقتی شهر‌ها آب را از روستا‌ها گرفتند و روستا‌ها بدون آب ماندند و سفره‌های آب‌های زیر زمینی سقوط کردند، آنگاه کشورها چاره‌ای ندارند جز آنکه کمبود تولید غله آبی خود را از طریق واردات جبران کنند. از آنجا که برای تولید هر تن غله هزار تن آب لازم است واردات غله کارآترین روش واردات آب است. بنابراین معامله بر سر آینده غله در واقع معامله بر سر آینده آب است. بازار آب در واقع در بازار جهانی غله تجسم می‌یابد.
خلاصه آنکه بهره برداری بیش از حد خواه در خاورمیانه باشد یا در دشت‌های بزرگ ایالات متحده امریکا می‌تواند به تهی شدن آبخوان‌ها و کم شدن محصول غله بینجامد. تا کنون تهی شدن آبخوان‌ها عمدتاً در کشورهای کوچک خاورمیانه به‌صورت کاهش محصول غله بروز یافته است. اما اکنون کشورهایی که از نظر اندازه و جمعیت متوسط هستند در سطح جهان مانند ایران، مکزیک و پاکستان به این مشکل دچار شده‌اند. ایران مدتی است اثرات کاهش عرضه آب در اثر مصرف بیش از حد را احساس می‌کند. پاکستان نیز به نظر می‌رسد که به اوج استفاده از موجودی آب خود رسیده است بنابراین دیری نخواهد پایید که به اوج غله خود نیز خواهد رسید. در مکزیک مصرف آب ایستا شده و ممکن است بزودی کاهش یابد.
جهان به آرامی و در سکوت به دورانی وارد شده که در آن آب و نه زمین به عنصر اصلی محدود کننده توسعه عرضه غذا تبدیل شده است. فرضیه‌ای قدیمی می‌گفت که هرگاه زمین کافی وجود داشته باشد آب کافی وجود خواهد داشت. متأسفانه اکنون این فرضیه دیگر کاربرد ندارد.


سلامت نیوز: کشاورزی، نخستین متهم تخریب منابع آبی جهان

سلامت نیوز: این روزها شنیدن جمله تکراری «آب مایه حیات است» دیگر ملال‌آور شده است و حتی مایه طنز، همه چیز و همه کس به جامعه ایرانی هشدار می‌دهند که مایه حیات در حال تمام شدن است؛ از کپی پیست‌ خبرهایی درباره تمام شدن آب در ایران تا 6- 5 سال آینده در فضای مجازی گرفته تا انواع واقسام خبرهای رسمی و کارشناسی درباره وقوع خشکسالی در جامعه ایرانی! همه هم از آینده سخت می‌گویند؛ در مترو، در فضای مجازی و هر جا که دست‌شان بیاید. پیام‌هایی که شهروندان میان هم رد و بدل می‌کنند شاید حتی وحشتناک‌تر از اصل ماجرا باشد. پیام‌هایی همچون مهاجرت نیمی از شهروندان ایرانی به دلیل خشکسالی یا وقوع بزرگترین خشکسالی تاریخ ایران در دهه آینده از این دست پیام‌ها هستند. حتی گزارش‌های رسانه‌هایی همچون نیویورک تایمز و واشنگتن پست درباره وضعیت بسیارناگوار آب در ایران هم در فضای مجازی کپی پیست می‌شود. عکس‌های دریاچه ارومیه یا دیگر تالاب‌های در حال خشکیدن و البته سی و سه پل بی‌آب هم آنقدر در فضای مجازی بازنشر شده که می‌توان با آنها آلبوم عکس درست کرد.

تنها ژست می‌ماند و دیگر هیچ...!
به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه ایران، دلواپسی برای معضل آب، فقط به همان گفتن و گرفتن ژست نگران مثل دیگر قصه‌های جامعه ایران محدود می‌ماند. وقتی کار به مرحله عمل می‌رسد خبری از صرفه‌جویی یا ملاحظه این مایه حیات بیچاره کم توان نیست. آمارها می‌گوید باوجود خوش بینی‌ها، صرفه‌جویی آنچنانی در جامعه صورت نگرفته و شهروندان توگویی در حال کندن قبر برای مایه حیات هستند. آنچنان که کشاورز ایرانی همچنان با شیوه‌های قدیمی آبیاری می‌کند، کارواش‌ها با آب شرب ماشین می‌شویند و نسل جوان هم تا جایی که از دستش برمی آید آب را به جوی و فاضلاب می‌سپارد. حتی برخی‌ها در فضای مجازی ماجرا را گاه به شوخی می‌گیرند و البته بعضی‌ها هم که تخصصی در اتهام زدن دارند دیگران را متهم می‌کنند و خودشان را مسئول این ماجرا نمی‌دانند.
البته از آن سو هم مسئولان وضعیت سهمگین آب را تأیید می‌کنند. آنچنان که کارشناسان می‌گویند در همین تهران نسبت به مدت مشابه سال قبل آسمان 23 درصد کمتر باریده است. شهری که روزبه روز مصرف‌کنندگان آبش بیشتر هم می‌شود. حتی وزیر نیرو می‌گوید استفاده از 60 درصد منابع آبی در دنیا مرز بحران محسوب می‌شود و این در حالی است که ما بیش از 80 درصد را مصرف کرده و می‌کنیم. همچنین گفته می‌شود طی 40 سال گذشته سهم سرانه آب هر نفر درکشور هفت هزار مترمکعب بود که اکنون به دو هزار مترمکعب کاهش یافته و این رقم با روند نزولی به عددی برابر با یک هزار و 500 متر مکعب خواهد رسید.
دهه شصتی هستیم پس بی‌خیال
از سوی دیگر گاهی پالس‌هایی از این ماجرا را به شکل متفاوتی می‌توان در فضای مجازی دریافت کرد. به عنوان مثال تا همین چند وقت پیش لطیفه‌ای تلخ در شبکه‌های مجازی پخش می‌شد با این عنوان که «دهه شصتی‌ها لازم نیست که در مصرف آب صرفه‌جویی کنند چرا که اکثراً ازدواج نمی‌کنند پس نسلی از آنها نمی‌ماند که نگران بی‌آب ماندنش باشند.» شوخی یا جدی این پیام هزار بار بازنشر شده لایک خوبی هم از سوی کاربران ‌گرفت. همه لایک می‌کردند و لبخندی نه چندان شیرین یا نیشخندی می‌زدند، بویژه اینکه خیلی از همین لایک‌کننده‌ها جوانان دهه شصتی هستند که بسرعت نور این گونه پیام‌ها را در فضای مجازی بازنشر می‌کنند. حتی برخی از آنها می‌گویند که دهه شصتی‌ها این همه مشکل دارند این یکی هم روی باقی آنها؛ پس بی‌خیال!


امید اجتماعی، شاه کلید صرفه جویی
فرزاد خوش چشم، روانشناس و استاد دانشگاه درباره ابعاد این ماجرا وجدی نگرفتن بحران آب در بین ایرانی‌ها و بویژه نسل جوان می‌گوید: معمولاً حرکت‌های اینچنینی نیاز به یک وفاق عمومی دارد و در نخستین درجه باید نیروی مولد و جوان در آن فعال شوند زیرا این مسأله نیاز به انگیزه‌های بزرگ دارد. وقتی انگیزه و امیدش وجود داشته باشد برنامه‌ریزی برای انجام کار خود به خود صورت می‌گیرد و ملکه ذهن جامعه می‌شود. اما اگر این انگیزه نباشد صد میلیارد تومان هم برای تبلیغ یک مسأله صرف شود باز هم حاصلی نخواهد داشت.
این استاد دانشگاه خاطرنشان می‌سازد: طبیعت نسل جوان این است که در مقابل مشکلات زود ناامید می‌شود و این ناامیدی درونی را از راه‌های مختلف به بیرون بازنشر می‌دهد. مثلاً وقتی بیکاری در بین نسل جوان جامعه‌ای افزایش می‌یابد، این نسل نخواهد توانست افق اجتماعی و شخصی خود را ترسیم کند. به این صورت واقعیت‌ها را رها کرده و تنها به افکار خود و بازتابش فکر می‌کند. این مسأله که نسل جوان به شوخی می‌گوید نیازی به صرفه‌جویی نیست چون نسلی از ما باقی نمی‌ماند، در واقع واکنشی از همین جنس است که یک نوع واکنش منفی تلقی می‌شود. درواقع به نوعی نسل جوان با این گونه حرکات بی‌اهمیتی خود را به حفظ منابع برای آیندگان نشان می‌دهد. چرا که به نوعی خودش را از یک آینده محروم می‌بیند و علاقه‌ای به کمک به این آینده ندارد. در واقع حاضر به ادا کردن سهمش برای آینده نیست.
در این میان برخی از جوانانی هم که ازدواج کرده‌اند این بحران آبی را دلیلی برای بی‌تمایلی‌شان به فرزند‌آوری عنوان می‌کنند و براین باورند که اگر بچه‌ای بیاورند ممکن است درآینده فرزندشان با این بحران کم آبی درگیر باشد، به این ترتیب این کار را انجام نمی‌دهند.


این جانی بزرگ آب
در سوی دیگر میدان به نظر می‌رسد که مسأله رشد فرد‌گرایی در این نسل بشدت جدی است. فرد‌گرایی که می‌گوید آب را برای امروز مصرف کن، آیندگان مهم نیستند. طبق آمارها اگر هر خانواده ایرانی تنها درصد اندکی در مصرف آب صرفه‌جویی کند بخش بزرگی از مشکل بحران آب حل می‌شود، اما گویا فرد‌گرایی راه را بر این ماجرا بسته است.
فرزاد خوش چشم، درباره این مانع اجتماعی- فردی بر این تأکید کرد که فرد‌گرایی مانع از دخیل کردن جامعه در محاسبات افراد است. یعنی فرد تنها سود و منفعت خود را در همین لحظه امروز دخیل می‌کند. سعادت کلیت جامعه، آسایش آیندگان و رشد همگانی برای چنین فردی که دچار فرد‌گرایی مطلق شده، معنی ندارد. به این ترتیب وقتی افراد زیادی در جامعه دچار معضل فرد‌گرایی شوند ذهن خود را روی تمام محاسبات کلان اجتماعی می‌بندند و فقط به دایره محدودی می‌نگرند که خود در آن زندگی می‌کنند. اینچنین افرادی قطعاً صرفه‌جویی نمی‌کنند. اصلاً صرفه‌جویی را بی‌معنی تلقی می‌کنند، چون سود جمعی معنایش را برای این دست از افراد از دست داده است. معنی سود برای این افراد فقط در زندگی شخصی یا نهایتاً در داخل یک خانواده سه، چهار نفره تعریف می‌شود و آنها برای همین امروزشان مصرف می‌کنند و اصلاً به فردا نگاهی ندارند.


رقابت در مصرف و نابودی زندگی فرزندان
فرزاد خوش چشم با اشاره به برخی تبعات این گونه تفکرات اشاره می‌کند: وقتی تمام اعضای جامعه و خانواده‌های درون آن به این مسأله دچار شوند آن گاه جامعه به یک رقابت مصرفی فرو می‌رود. آن طور که حتی ممکن است این تلقی برای افراد ایجاد شود که اگر ما مصرف نکنیم، دیگران مصرف می‌کنند، پس باید مصرف بیشتری کرد. دلیل شکل‌گیری احتمالی این تفکر هم کاهش وفاق اجتماعی است. ضمن اینکه فراموش هم نباید کرد که حتی این مسأله در بین افرادی که بچه هم دارند باب شده و درآینده این وضعیت بیشتر هم می‌شود. خوش چشم می‌افزاید: این مسأله به این معنی است که والدین بچه دار شده‌اند و بچه آنها چند ساله است اما اصلاً به فکر محاسبه منابع برای آینده این بچه نیستند. به هیچ وجه به این فکر نمی‌کنند که این نسل آینده آب می‌خواهد و باید با این منابع زندگی کند.


از خشکسالی آبی تا خشکسالی اجتماعی
حالا نگرانی‌ای که کارشناسان به آن نیم نگاهی دارند تأثیر بحران کم آبی بر تغییرات رفتاری و اجتماعی است. فرزاد خوش چشم، روانشناس عقیده دارد که هر چه اقلیم با معضل کمبود آب، بیشتر درگیر باشد خشونت‌ها هم به تناسب آن، افزایش می‌یابد، او می‌گوید: تنش‌ها و رفتار‌های رادیکال اجتماعی در بسیاری از مواقع با کمبود منابع آب در کشورهای مختلف ارتباط دارد. به طوری که این مسأله همیشه منشأ تنش هم بوده است و می‌تواند تبعات بدی برای هر جامعه‌ای داشته باشد.
از سوی دیگر به نظر می‌رسد که مسأله هشدار درباره آب در فضای مجازی مثل خیلی از ماجراهای دیگر به نوعی در حال لوث شدن و حتی تبدیل شدن به سوژه‌ای برای سرگرمی است. بدین صورت که خیلی از کاربران بتدریج به سمت جوک ساختن درباره بحران آب هم روی آورده‌اند. در این میان بحران بی‌آبی برای نسل آینده هر روز جدی‌تر از دیروز و نزدیک‌تر از هر زمان دیگر است. جامعه ایرانی باید تصمیم بگیرد که نگاهش به همین امروز باشد یا نگاهی توأم با فرصت‌سازی برای آینده!


سلامت نیوز: جامعه ایران به آب‌کُشی ادامه می دهد

سلامت نیوز: با وجود فرارسیدن اول مهرماه و آغاز سال آبی جدید، تنها ۳۹ درصد مخازن کشور از آب پُر شده و حدود ۳۰ میلیاردمترمکعب مخزن ساخته شده خالی مانده است.
حجم آب موجود در مخازن سدهای کشور در پایان هفته چهارم شهریور ماه، ۱۹ میلیارد و ۲۳۰ میلیون مترمکعب به ثبت رسیده که در مقایسه با زمان مشابه سال گذشته، معادل ۷.۹ درصد کاهش نشان می‌دهد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از مهر، هم‌اکنون مجموع ظرفیت مخازن سدهای کشور ۴۹.۱ میلیارد مترمکعب گزارش شده که ۳۹ درصد از حجم مخازن سدهای کشور از آب پُر بوده است. حجم کنونی آب موجود در مخازن سدهای کشور در مقایسه با زمان مشابه سال گذشته ۷.۹ درصد کاهش یافته است.

حجم آب موجود در مخازن سدهای کشور در زمان مشابه سال گذشته، حدود ۲۰ میلیارد و ۹۰۰ میلیون مترمکعب گزارش شده بود. براساس این گزارش، حجم آب ورودی به مخازن سدهای کشور نیز از ابتدای سال آبی جاری (مهرماه ۹۳) تا پایان هفته گذشته با ۱۲ درصد کاهش در مقایسه با سال آبی گذشته به ۲۸ میلیارد و ۲۰۰ میلیون مترمکعب رسیده است.

این میزان در مدت مشابه سال آبی گذشته ۳۲ میلیارد و ۲۳۰ میلیون مترمکعب گزارش شده بود. همچنین حجم آب خروجی از سدهای کشور نیز از ابتدای سال آبی جاری تاکنون، ۲۹ میلیارد و ۲۷۰ میلیون مترمکعب گزارش شده؛ در حالی که آب خروجی از سدهای کشور در مدت مشابه سال آبی گذشته، به میزان ۳۰ میلیارد و ۴۶۰ میلیون مترمکعب بود.

بر این اساس، حجم آب خروجی از سدهای کشور در مقایسه با مدت مشابه سال آبی گذشته، ۳.۹ درصد کاهش نشان می‌دهد.


سلامت نیوز: وضعیت ذخایر سدها در آستانه پاییز

سلامت نیوز: سایه کوچ اجباری، وحشتناک‌ترین سایه‌ای بود که می‌توانستند بر سر خود ببینند. سایه‌ای که با روند رو به خشکی دریاچه ارومیه هر ‌سال به آن نزدیک‌تر می‌شدند و نگرانی‌هایشان از آینده بیشتر. حالا سایه‌های دیگری را هم بر سر خودشان می‌بینند. سایه سرطان، مشکلات پوستی و ناراحتی‌های چشمی و در یک کلام، سایه بیماری. آمارهای رسمی خبری از افزایش بیماری‌های پوستی، سرطان و... نمی‌دهند، هر چه هست، گزارش‌هایی است که برخی مسئولان و مردم محلی با توجه به افزایش موارد ابتلا به بیماری‌ها در اطراف‌شان یا مشکلاتی که برای دام‌های منطقه همچون سقط جنین پیش آمده، از افزایش بیماری در منطقه و مشکلاتی حکایت می‌کنند که سلامتی ساکنان حاشیه‌ای دریاچه ارومیه را تهدید می‌کند، آن هم بدون این‌که گزارشی رسمی از این افزایش‌ها و نگرانی‌ها خبر بدهد.


به گزارش سلامت نیوز، روزنامه شهروند در ادامه نوشت: نیمه خرداد‌ سال گذشته بود که نخستین خبر‌ها از افزایش سقط جنین دام در این روستاهای حاشیه‌ای دریاچه ارومیه و سوختن برگ درختان به دلیل برخاست‌های نمکی از سوی مسعود تجریشی دبیر کمیته راهبری ستاد احیای دریاچه ارومیه، داده شد.

او به «شهروند» گفته بود که «غبارهای نمکی، مطمئنا بر سلامت اثر دارد. این نگرانی که به‌عنوان سرطان از آن یاد می‌شود، نگرانی‌ است که در «دریاچه آرال» هم تجربه شد. در آرال دیدیم که نرخ زاد و ولد کاهش یافت و بیماری‌های پوستی و سرطانی افزایش پیدا کرد. می‌توانیم انتظار چنین پیامدهایی را داشته باشیم، البته تاکنون کسی به صورت میدانی، گزارش‌های خانه‌های بهداشت و... را جمع‌آوری نکرده تا به این نتیجه برسیم اما اطلاعاتی که در رابطه با دام‌ها به ما داده شده این است که در دام‌ها مشکلات سقط جنین افزایش پیدا کرده است.»


افزایش اشعه ماورای بنفش پاسخی برای بالارفتن سرطان
از آن روز‌ها یک‌سال و سه ماه می‌گذرد. یک‌سال و سه ماهی که مسئولان محلی و اعضای ستاد احیای دریاچه ارومیه هر از چند گاهی از مخاطرات خشک شدن دریاچه و تبعات غبارهای نمکی ابراز نگرانی کرده و از مشکلاتی حکایت کرده‌اند که در صورت خشک شدن دریاچه بروز خواهد کرد. در پی این نگرانی‌ها،‌ هادی بهادری نماینده استانی ستاد احیای دریاچه ارومیه در آذربایجان غربی، چندی پیش از افزایش ٢,٥ برابری اشعه ماورای بنفش در اطراف دریاچه ارومیه خبر داد و گفت: «این میزان افزایش می‌تواند پاسخی برای بالا رفتن آمار سرطان در اطراف دریاچه ارومیه باشد.»


او، پس از اعلام این خبر در گفت‌و‌گو با «شهروند»، درباره دلایل افزایش این اشعه در اطراف دریاچه ارومیه و اتفاقاتی که در این منطقه به دلیل این افزایش افتاده است، گفت: «این موضوع پدیده‌ای است فیزیکی به نام آلبدو یا سپیدایی. این پدیده به بازتاب نور اشاره دارد که چه مقدار از نوری که به سطح یک جسم می‌تابد، بازتاب می‌شود. این بازتاب در اجسام مختلف متفاوت است که در خاک، آب و برف رخ می‌دهد. کمترین بازتاب نور در آب و بیشترین در برف است. درحال حاضر به دلیل این‌که دریاچه ارومیه خشک شده و بلورهای نمکی جای آب دریاچه را گرفته است، بازتاب نور از حدود ۵‌درصد به ۱۵‌درصد رسیده. یعنی ٢,٥ تا سه برابر شده است.»


بهادری ادامه می‌دهد: « این آلبدو یا سپیدایی، ارتباط مستقیم با مقدار تولید امواج فرابنفش و مادون قرمز دارد. مقدار آلبدو که ٢,٥ برابر می‌شود، میزان اشعه فرابنفش هم دو برابر خواهد شد. باید توجه داشت که اشعه فرابنفش، ارتباط نزدیکی با سرطان‌هایی همچون پوست دارد.»


گزارش‌های افزایش سقط جنین دام و سوختن برگ درختان که می‌توانست، رد و نشانی باشد از تأثیر اشعه مادون قرمز و غبارهای نمکی که در مناطق مختلف حاشیه دریاچه ارومیه برای ساکنان محلی مشکل‌ساز شده است، مدت‌هاست که از سوی اعضای ستاد احیای دریاچه ارومیه مطرح می‌شود، اما هنوز تاییدی رسمی و اثبات شده به خود ندیده است. نماینده استانی ستاد احیای دریاچه ارومیه، دراین‌باره می‌گوید: «این تحقیقات، در ستاد احیای دریاچه ارومیه انجام شده و کاملا درست است. اما مسئولان بهداشتی باید دراین‌باره تحقیقاتی انجام دهند که تا کنون انجام نشده است. صحبت‌هایی کرده‌ایم و از مسئولان حوزه بهداشت و سلامت خواسته‌ایم تا دراین‌باره تحقیق کنند، اما مسئولان این حوزه، کمبود اعتبار برای انجام این تحقیقات را مطرح کرده‌اند. از مسئولان استانی هم در این خصوص پرسیده‌ام که صراحتا اعلام کردند که به ما اعتبار بدهند تا در این زمینه تحقیق کنیم. به نظر می‌آید که آنها اولویت‌های دیگری دارند.»


او با اشاره به صحبت‌های بخشدار انزل که یکی از بخش‌های تابعه شهرستان ارومیه در استان آذربایجان‌غربی است، یادآوری می‌کند که در ۵ ماه نخست‌سال جاری در این بخش، آمار سرطان و سقط جنین، افزایش داشته است. همچنین در شهر قوشچی که نزدیک‌ترین شهر به دریاچه ارومیه از غرب دریاچه است، آمار سقط جنین افزایش یافته است.»


طوفان نمکی و غبارهای نمک که با وزش هر بادی بلند می‌شوند و هوای روستا‌ها و شهرهای اطراف دریاچه را شور می‌کنند، موضوع دیگری است که بهادری به آن اشاره کرده و یادآوری می‌کند که «در منطقه جبل، هر روز طوفان‌های نمکی اتفاق می‌افتد. بر همین اساس درحال حاضر مهم‌ترین کار ستاد احیای دریاچه ارومیه، تثبیت نمک است، تا آسیب کمتری به همراه داشته باشد. همچنین در چنین شرایطی وزارت بهداشت، باید بیشتر به این موضوع ورود کرده و در بحث سلامتی ساکنان حاشیه‌ای دریاچه ارومیه فعالیت کند. این غبارهای نمکی سلامت مردم منطقه را به خطر می‌اندازد و می‌تواند بیماری‌های ریوی، چشمی و پوستی به وجود بیاورد.»


همه از احتمال می‌گویند، از این‌که چه اتفاقاتی در حاشیه دریاچه ارومیه با روند خشکی و تبدیل شدن آن به شوره‌زار قرار است، رخ دهد و چه تبعاتی را با خود همراه کند. اما گزارشی رسمی از وضع سلامتی ساکنان اطراف دریاچه ارومیه در گذشته و اتفاقاتی که اکنون درحال رخ دادن است، منتشر نمی‌شود. تنها خبرهایی که از این منطقه به گوش می‌رسد، وضع دریاچه و مقایسه تراز آبی آن در گذشته و حال است و این‌که چه اقداماتی برای احیای دریاچه انجام شده. هیچ خبر رسمی از وضع مردم و روند بیماری‌ها شنیده نمی‌شود و شنیده‌ها، همه احتمال و مشاهدات مردم، مسئولان محلی و اعضای ستاد احیای دریاچه ارومیه است.


علی گورانی، کار‌شناس مسئول بهداشت تشعشعات وزارت بهداشت هم در باره خبرهایی که از افزایش اشعه ماورای بنفش در اطراف دریاچه ارومیه، حکایت می‌کنند، به‌طورکلی سخن گفته و از اثرات اشعه ماورای بنفش بر سلامت افراد و این‌که می‌تواند چه پیامدهایی داشته باشد، توضیح می‌دهد. نه خبری از وضع ساکنان حاشیه دریاچه ارومیه می‌دهد که اشعه ماورای بنفشی که با آن روبه‌رو هستند، ٢,٥ برابر شده و نه خبر این میزان افزایش را تأیید می‌کند. او به می‌گوید: «صحت این اعدادی که اعلام شده را نمی‌دانم. اما می‌توانم مبانی علمی اشعه ماورای بنفش و تأثیر آن بر سلامت را توضیح بدهم.»

گورانی، با اشاره به این‌که ما در دنیای انرژی زندگی می‌کنیم، یعنی در انرژی غوطه‌وریم، ادامه می‌دهد: «یکی از اشکال انرژی‌هایی که با آن روبه‌رو هستیم، الکترومغناطیس است. عمده پرتوگیری‌ها هم از منابع طبیعی تولیدکننده اشعه است. بیش از ۸۰‌درصد پرتوگیری‌ها ناشی از منابع طبیعی است و ۲۰‌درصد ناشی از ساخت دست بشر. در منابع طبیعی، منابع زمینی و خورشیدی عمده‌ترین منابعی هستند که اشعه را به بدن انسان می‌رسانند. در منابع زمینی از گاز رادون می‌توان یاد کرد که دومین عامل سرطان ریه بعد از سیگار در کشور است. در خورشیدی هم فرابنفش خورشیدی است.»


او با تأکید بر این‌که در فرابنفش خورشیدی طیف تعریف می‌شود، همچون UV A، UV B و UV C، می‌گوید: «UV A بیشترین آسیب را به پوست می‌زند. این طیف از پوست عبور کرده به رنگدانه‌های پوستی می‌رسد و باعث تغییر رنگ و تیرگی آن می‌شود، چون انرژی زیادی دارد.»


کار‌شناس مسئول بهداشت تشعشعات وزارت بهداشت، با اشاره به ویژگی بازتاب پرتوهای خورشیدی، یادآوری می‌کند: «این حرف که گفته شده، به دلیل خشک شدن دریاچه و به وجود آمدن بلورهای نمکی، اشعه‌های ماورای بنفش بیشتر شده‌اند، درست است، چون این بلور‌ها همچون آینه عمل می‌کنند و اشعه را کامل بازتاب می‌دهند.»


او درباره تأثیر این اشعه که حالا به میزان قابل توجهی افزایش یافته است، هم می‌گوید: «یکی از عوامل سرطان پوست، پرتوهای فرابنفش خورشیدی است. سایر سرطان‌ها ربطی به UV ندارند. همچنین یکی دیگر از آسیب‌هایی که این اشعه‌ها به انسان وارد می‌کنند، آسیب‌های چشمی است. این آسیب‌ها در کشور ما بسیار زیاد است به دلیل این‌که کشور ما در مدار فرضی کارتاراکت قرار دارد، یعنی در مداری قرار دارد که اشعه ماورای بنفش در آن بیش از سایر مناطق است که می‌توان آثار آن را در میزان ابتلا به آب مروارید مشاهده کرد.»


با وجود افزایش ٢,٥ برابری اشعه ماورای بنفش که اعضای ستاد احیای دریاچه ارومیه از آن خبر می‌دهند، اقدامات خاصی یا آموزش‌هایی دراین‌باره به مردم داده نشده است، گورانی، در پاسخ به این پرسش که در محدوده دریاچه ارومیه که درحال حاضر میزان این اشعه‌ها افزایش یافته است، چه اقداماتی انجام داده، می‌گوید: «ما کل کشور را در نظر می‌گیریم، این‌که چقدر و کجا‌ها پرتوگیری زیاد است. باید شبکه سنجش داشته باشیم تا مردم بدانند در چه مناطقی شدت زیاد است تا از سلامت خود حفاظت کنند. این شبکه یعنی سنجش پرتو فرابنفش خورشید در کشور درحال راه‌اندازی است. در ۱۰ استان مستقر شده اما دسترسی مردم به این سایت، نیاز به کار بیشتری دارد.»


آموزش‌های ساده مقابله با بیماری که به مردم داده نشد
سلامت ساکنان حاشیه‌ای دریاچه ارومیه در خطر است، سایه سرطان‌های پوستی و ریوی و بروز مشکلات چشمی هر روز در منطقه گسترده‌تر می‌شود و ساکنان منطقه حتی آموزش‌های اولیه را برای مواجهه با سایه بیماری ندیده‌اند. آموزش‌هایی ساده که شاید بتواند کمی جلوی افزایش بیماری‌ها در منطقه را بگیرد. راهکارهایی که گورانی درباره آنها می‌گوید: «راهکار کاهش صدمات این است که پرتوگیری‌ها را کم کنیم. یکی از راه‌ها این است که کمتر بیرون برویم و در بیرون از خانه هم از سایه استفاده کنیم. البته باید این را در نظر داشت که سایه، ۵۰‌درصد اشعه را حذف می‌کند و ۵۰‌درصد مابقی از طریق بازتاب‌ها به بدن می‌رسد. راهکار بعدی، لباس است. با پوشش فیزیکی می‌توانیم اثر اشعه‌ها را کاهش دهیم. در بسیاری از کشورهای دنیا، برای لباس‌ها ضریب حفاظتی در نظر گرفته می‌شود اما در کشور ما این ضریب جا نیفتاده یا به عبارتی نادیده گرفته شده است.» او یکی دیگر از راهکار‌ها را پوشاندن بخش‌هایی از بدن می‌داند که پوشیده نیست، همچون دست‌ها، گردن یا صورت، «بهتر است با کلاه این مناطق پوشانده شوند. کرم‌های ضدآفتاب هم یکی دیگر از راهکارهای تأثیر اشعه‌های ماورای بنفش بر روی پوست است. این کرم‌ها عملکرد شیمیایی ندارد، بلکه فیزیکی عمل می‌کنند و اشعه را بازتاب می‌کنند.»


نور، چشم‌هایشان را می‌زند و نمک می‌سوزاند، اینجا قوشچی است
«وقتی نور چشم‌هایمان را می‌زند و چشم‌مان می‌سوزد، می‌فهمیم اوضاع اصلا خوب نیست. غبار نمکی داریم و بلورهای نمک مثل آینه عمل کرده و نور را به سمت شهر منعکس می‌کند.» اینها صحبت‌های یکی از ساکنان شهر قوشچی، نزدیک‌ترین شهر به دریاچه ارومیه از غرب است. او درباره خشک شدن دریاچه و خبرهایی که از افزایش اشعه ماورای بنفش حکایت می‌کنند، می‌گوید: «در ماه‌های گذشته به‌خصوص در نیمه تابستان، اشعه زیاد بود. وقتی از خانه خارج می‌شدیم، نور زیاد بود، چشم‌‌هایمان اذیت می‌شد. همین موضوع تردد در سطح شهر را سخت کرده بود، چون چشم‌ها و پوست را اذیت می‌کرد و نمی‌گذاشت که به راحتی از خانه خارج شویم.»


او درباره این‌که نمک موجود در هوا، چه مشکلاتی برایتان به وجود آورده بود؟ توضیح می‌دهد که «نمک نفس کشیدنمان را سخت کرده بود. سرفه می‌کردیم و حس می‌کردیم ریه‌هایمان سنگین است. تأثیر مستقیمش را می‌توانستیم روی درختان ببینیم. در این منطقه درخت بادام داریم. برگ درختان بادام سوخته است. دو‌سال است که برگ درختان بادام با نمکی که در هواست و بازتاب نور که می‌گویند، اشعه ماورای بنفش است، می‌سوزد.» این ساکن شهر قوشچی که یکی از کارمندان شهرداری این شهر کوچک است، در پاسخ به این‌که بالا بودن اشعه و میزان نمک موجود در هوا را از کجا می‌فهمیدند، می‌گوید: «هر وقت این اتفاق می‌افتد، یعنی برگ درختان می‌سوزد، می‌فهمیم که اوضاع اصلا خوب نیست. مرکزی نداریم که میزان اشعه و نمک هوا را اندازه‌گیری کرده و اعلام کند، خودمان از وضع جسمی و برگ درختان متوجه می‌شویم. نه هوا‌شناسی داریم و نه دفتر محیط زیست. به خاطر همین اطلاعاتی که داریم بر طبق بررسی و آمار نیست، براساس تجربه‌ای است که خودمان به دست آورده‌ایم. وقتی از خانه خارج می‌شدیم و می‌دیدیم نور چشم‌هایمان را اذیت می‌کند یا چشم‌‌هایمان می‌سوزد، می‌فهمیم که اشعه زیاد است و غبار نمکی داریم.»

 

برگرفته از سلامت نیوز

نوشته های زیر برگرفته از سایت یک قطره آب است.

در مدت کوتاهی که از آغاز کمپین یک قطره آب می گذرد، واکنش های بسیار متفاوتی به آن دیده ایم. «بابا دلتون خوشه»هاشنیده ایم و «بابا دمتون گرم»های بسیار!ـ
تعداد همراهانمان در کمتر از سه ماه از مرز ده هزار نفر گذشت. مردم از پوستر ها و اینفوگرافی ها استقبال بسیار کردند. شعار ها و پیام ها دهان به دهان گشت، در پیغام های تلفنی دست به دست شد و در رسانه های مختلف بازتاب پیدا کرد.ـ
اما در تمام این مدت، در کنار مسئله ی حساس کمبود آب ایران، پاسخ به این سؤال اهمیت اساسی یافت که ما (همه ما مردم این جامعه) چقدر برای چیزی به نام یک کمپین اجتماعی اهمیت قائلیم و به اثرگذاری آن اعتقاد داریم؟ اصلاً  یک کمپین اجتماعی چیست؟ به چه درد می خورد؟ و تا بحال چه گلی به سر آدمیان زده است؟ـ

یک شکل پاسخ به این سؤال بررسی تأثیر مستقیم است. می توانیم در یک جستجوی ساده ببینیم که چطور سالانه میلیارها دلار پول و امکانات در سراسر جهان از همین طریق جمع می شود. یا اگر حوصله ی راه دور رفتن نداریم پوستری که در صفحه ی فیسبوک همین کمپین منتشر و به «بالاغیرتاً» معروف شد مثال خوبی است. این پوستر -بر طبق آمار رسمی سازمان آبفا- اعلام می کرد که با این شیوه ی مصرف، ماهانه بیش از ۴ هزار لیتر آب صرفه جویی می شود. حال می توان با ضرب کردن تعداد بازدید آن در شبکه های مختلف اجتماعی (که به بیش از ۸۰ هزار نفر می رسد) به رقمی بزرگ دست یافت و کلمه ی هزار لیتر را جلوی آن نوشت و گفت اینست تأثیر یک کمپین! یا اینکه محاسبه کنیم اگر شیوه ی صرفه جویی به شکل یک فرهنگ به نسل بعد و نسل های بعد منتقل شود، چه گستره ی وسیعی از عادات نادرست را تغییر می دهد و ...ـ
اما غیر از این شکل تأثیرگذاری مستقیم، اتفاق مهم دیگری نیز در جریان است. و آن اتفاق «حساس شدن به جهان» است.ـ

یکی از «بابا دلتون خوشه»هایی که بارها و بارها شنیدیم این بود که: «آقا! اصلاً هشتاد درصد هدر رفت آب ایران تویِ بخش کشاورزی یه و آبی که تو خونه ها هدر میره هیچ تأثیری تو این خشکسالی نداره. حالا شما چی میگی این وسط؟» این سؤال پیش از آنکه به مسئله ی کمبود آب مرتبط باشد، خبر از یک رخوتِ مزمن اجتماعی می دهد. اینکه در لحظه ی برخورد با هر جریان اصلاحی آیه ی یأس را می خوانیم و تمام! حس و حالی که در گوشه و کنار جامعه مان و در لایه ها و طبقات مختلفش می توان آنرا دید.ـ
صاحبان این حس و حال، به علل مختلف (موجه و غیر موجه) نسبت به کارکرد حرکت های اجتماعی بدبین شده اند و بدون اینکه راه حل جایگزینی در ذهن داشته باشند، صرفاً آن را نفی می کنند. و هرگز توضیح نمی دهند که اگر همه ی این کارها بی اثر است، چه باید کرد؟!  چنین دیدگاهی تمام تلاش های کوچک اما ناب و بی جایگزینِ مدنی در جامعه را یکسره بی اثر می انگارد، بدون آنکه ببیند دیگر جوامع از هزارانِ این تلاش ها افتان و خیزان عبور کرده اند. بی آنکه بداند تا جامعه ای از درون و از آدم هایش متحول نشود هرگز به صورت کلان تغییری نخواهد کرد. بی آنکه بداند هدر رفتن آب از شیر خانه گرچه با میزان هدر رفت آب در کشاورزی قابل قیاس نیست اما از یک جنس است. مقدارش گرچه بسیار متفاوت اما ماهیتش یکی است.ـ
۸۰ درصد که هیچ، اگر ۹۹ درصد آب در بخش کشاورزی هدر رود، این دلیل نمی شود که شیر آب خانه ما باز بماند! اگر ایران سیراب ترین سرزمین جهان شود، این دلیل نمی شود که ایرانیان منابع خود را بی پروا مصرف کند... آیا مردم در کشورهای پر آب دنیا شیر آب را باز می گذارند و مسواک می زنند؟ـ

سهم یک کمپین در جلوگیری از خشکسالی بیش از آنکه پرکردن ذخایر آب کشور باشد، حساس کردن آدم های آن است. چرا که جامعه ای که به مسئله ای چنین روزمره، ملموس و ساده حساس نیست، هرگز از پس کارهای بزرگتر بر نمی آید. دستاورد ما در دوران بحران آب، چیزی بیش از قطرات آب است.ـ دستاوردمان پراکندن آگاهی است. و آشنایی زدایی از واژه ی «مسؤلیت». و تمرین اینکه چطور باید با یکدیگر صحبت کنیم. چطور مشکل مشترکمان را بررسی کنیم و برای آن به دنبال راه حل بگردیم. دستاورد ما ساختن محیطی است که در آن درک کنیم جادویِ ارتباط درست را.ـ
ما به اندازه ی قطرات حیاتیِ آب، به چنین تجربه و درکی محتاجیم. به هرچه حساس تر شدن نسبت به مسؤلیت اجتماعی خویش. به زدودن این انگاره ی کهن که «خانه ی ما از پای بست ویران است.» و به رسیدن به این باور که: به میزانی که خود برای اصلاح خود و پیرامون خود کوشیده ایم می توانیم توقع آبادانی و فردای بهتر داشته باشیم.ـ

یک کمپین می تواند به جامعه ای که در و دیوار آن پر از حرف های خوب است، دوباره، از نو و به شیوه ای خلاق یادآوری کند که ما در مقابل محیطی که در آن زندگی می کنیم، مسؤلیم. و این اندازه ی مسؤلیت ما نیست که اهمیت دارد بلکه مهم خود آنست.ـ
ما در یادگیریِ گفتگوی جمعی راهی طولانی پیش رو داریم. پیش از آنکه در قلب بحران های اجتماعی، احساسات بر ما چیره شود، نیازمند آنیم که در چنین بسترهایی همفکری و گفتگو و تفاهم و مدنیت را تمرین کنیم. و دست از عادت کهنِ «غر زدن انفعالی» برداریم.ـ
آری، ده هزار نفر در برابر هفتاد میلیون نفر عدد کمی است، اما باید بدانیم که پیشرفت های فرهنگی همیشه به تدریج روی می دهد و اتفاقات لحظه ای در گذار زمان رنگ می بازد.ـ

پشتیبانی از یک حرف حساب با یک کلیک، در نگاه اول بی اثر است اما همه چیز از همین مشارکت خلاق آغاز می شود. و اگر این مثل پارسی، از شدت تکرار بی جا، به کلیشه ای نچسب تبدیل شده، باید با تمرکز و نیازی واقعی، دوباره از نو آن را بخوانیم و باور کنیم که: قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

adropofwater.ir